دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم»

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم»

بعد ادامه داد:

مینهو: «من همیشه باهات موافق نیستم، کوچولو. ولی همیشه حاضرم بهت گوش بدم. اگه جایی اشتباه کنی، بهت می‌گم؛ اگه هم باهات ناعادلانه رفتار بشه، ساکت نمی‌مونم.»

تو دستش رو گرفتی.

تو: «قول می‌دی وقتی بزرگ‌تر شدم هم همین‌جوری باشی؟»

مینهو لبخند زد.

مینهو: «حتی وقتی پیر و غرغرو بشم؟»

تو: «مخصوصاً اون موقع! میام اذیتت می‌کنم!»

مینهو: «وای خدا... من چرا یه خواهر انقدر پررو دارم؟!»

با خنده خودت رو بهش نزدیک‌تر کردی.

مینهو پتو رو روی شونه‌هات انداخت و تلویزیون رو روشن کرد.

مینهو: «امشب می‌تونی اینجا بمونی. یه فیلم انتخاب کن، منم برات خوراکی میارم.»

تو: «هرچی بخوام؟»

مینهو: «تا یه حدی! فکر نکن چون ناراحتی، می‌تونی کل یخچال رو خالی کنی!»

تو: «مینهوووو!»

مینهو: «باشه، باشه! فقط دیگه گریه نکن، کوچولو.»

بعد بهت نگاه کرد و با صدایی آروم‌تر گفت:

مینهو: «از فردا هم با مامان و بابا حرف می‌زنیم. نمی‌خوام فقط امشب حالت بهتر بشه؛ می‌خوام بفهمن که این رفتار چقدر ناراحتت می‌کنه.»

تو لبخند کوچیکی زدی.

تو: «دوستت دارم، داداشی.»

مینهو لبخند زد.

مینهو: «منم دوستت دارم، خواهر کوچولوم. حالا فیلم رو انتخاب کن، قبل از اینکه پشیمون بشم!»

و برای اولین بار بعد از مدت‌ها، احساس کردی حداقل یک نفر در این خونه واقعاً به حرف‌هات گوش می‌ده؛ کسی که نه به‌خاطر نمره‌هات، نه به‌خاطر موفقیت‌هات و نه به‌خاطر شبیه بودن یا نبودنت به دیگران، بلکه فقط به‌خاطر خودت کنارت ایستاده بود. 🤍🥹

پایان..
دیدگاه ها (۰)

جوری دوستت دارم که اگه دنیا هزار بارم تموم بشه دلم باز تو رو...

رنگ زرد

𓆩♡𓆪 ریکشن BTS وقتی می‌خوان بهمون اعتراف کنن…ولی قبل از اینکه...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.20(روایت از زبان ا.ت)...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح روز بعد تصمیممو گرفتم.دیگه نمی‌خواستم را...

پست موقت ....

عشق جانم . . .تو شیرین ترین اتفاق تو تلخ ترینروزای زندگیمی، ...

شخصیت های ات آن تایتان به عنوان برادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط