{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلاممممم کیوتا چطورین ؟؟

سلاممممم کیوتا چطورین ؟؟
خیلی وقت بود فیک ننوشته بودم هااا 🤣🤣🤧

درخواستی#

فرض کن خدمتکار کوک هستی و اون همیشه کتکت میزنه و به زور بهت تجا.وز میکنه اما یونگی تورو میدزده و با تهیونگ ازت مراقبت میکنن که میفهمی از کوک حامله شدی یونگی عصبی میشه و میزنتت اما تهیونگ با خون سردی برت میگردونه پیش کوک اما کوک ازت درخواست ازدواج میکنه....

ویو ات
دستام سرد بود ، نایی برای گریه کردن نداشتم ، خیلی احساس تنهایی میکنم با اینکه تهیونگ و یونگی باهام مهربونن ولی باز خیلی تنها بودم من هنوز درک نمیکردم چرا ارباب این کارو کرد

ویو ادمین گلتون 😂😌
ات در حالی که نشسته بود دستی روی شونش قرار گرفت اون تهیونگ و یونگی بود

تهیونگ: هی...دختر اشکال نداره
یونگی: ببینم میخوای حرف بزنیم؟؟
ات: ن...نه
تهیونگ: میدونی نمیتونیم تو رو اینجوری ببینیم پس این کار رو با خودت نکن ( بغض)
یونگی: حق با تهیونگه....لطفاً اینکارو با خودت نکن ( ناراحت)
ات: پ..پس چیکار کنم؟؟...هاا...چیکار کنم؟؟..

ویو تهیونگ
دیگه نمیتونستم این وضع رو تحمل کنم باید یه کاری کنیم

تهیونگ:....میدونم حالت اصلاً خوب نیس...بهتره تنها باشیی....یونگی بیا بریم
یونگی: اوکی.... حواست مراقب خودت باش
ات: همچین

ویو یونگی
همینطور داشتم دنبال تهیونگ میومدم که......

چطور بوددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱۰)

ازدواج اجباری

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پارت ۲

سناریو ★وقتی میگی من اصلا خوابم نمیاد ولی 30 ثانیه بعد خوابت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط