{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب حرف می‌زنم ،

من از نهایت شب حرف می‌زنم ،

من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می‌زنم ،

اگر به خانه‌ی من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور ،

و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه‌ی خوشبخت بنگرم.....


👤 #فروغ_فرخزاد ☘️
دیدگاه ها (۲)

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

عاشقانه های شبنم

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پدرم نیست ...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط