{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت هیچستان

پشت هیچستان
چتر خواهش باز است؛
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می‌آید...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

سهراب سپهری

🍓مشتری همیشگی 🍰پارت ۶ باران شدیدتر شد.وقتی کارگاه تعطیل شد، ...

Afterglow

قسمت هشت

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمه‌شب گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط