نمی دانم ڪجای جهانی.!!!

نمی دانم ڪجای جهانی.!!!
نمی دانم ابرهای سپید آسمانت
چند روز ،
چند ساعت
یا چند دقیقه دیڪَر می رسند به حوالی چشـــــم های من...!!!؟
یا چقدر طول می کشد تا  باد
هوای نفس های تو را در ریه هایم جاری کند؟!!
اما می دانم
به شوق بودن توست
اڪَر قلم بر پهنه ی سپید کاغذ می رقصد و دلبری میکند
 می دانی جانِ دلم
تو اڪَر نبودی
این واژه ها بغض می کردند
و این شعر ها
هرڪَز پا به این دنیا نمی ڪَذاشتند‌
تو اڪَر نبودی
جهان من چیزی نداشت برای دوست داشتن....
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

آقا جان…نمی‌دانم این روزها بیشتر دلم برای دیدارت تنگ است یا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :گفت: روز دوم را آغاز ...

ملالی نیست گر درچشم مردم فرد گمراهمبرای دلبر جانم همیشه عشق ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

پروانه جان

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط