{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
P1
تو سالن بزرگ روی میز اسلایدرن کنارش نشسته بودی و باهاش حرف میزدی .
دریکو : شاتوت
شارلوت : شارلوت
دریکو : من میخواهم بگم شاتوت
زدی پشت سرش
دریکو : اییی درد داشت
شارلوت : اسم من چیه
دریکو : شاتوت
شارلوت : عهههههه
کرَپ : سلام
دریکو : سلام
شارلوت : اوههه بریم سر کلاس دیر شد
دریکو : آره بریم
بلند شدی و کیفتو با دست راستت برداشتی که سرمای دستاشو روی دست چپت حس کردی .
دریکو : بریم ؟
سرتو تکون دادیو و دویدی اونم پشتت دوید .
وارد کلاس شدین و نشستین کنار هم ، پرفسور هنوز نیومده بود .
تئو که پشتتون نشسته بود زد پشت سر تو
برگشتی و روشو اون ور کرد .
شارلوت : بامزه نبود نات
برگشتید و این دفعه زد پشت سر دریکو
باهم برگشتین .
تئو : خواستم بگم دوستمو ازم دزدیدی شالوت
دریکو : اوههه حسودی بهت نمیاد تئو
تئو : الان ۲ ماهه تو کلاسا بغل یه گریفیندوری میشینی برات افت داره ها .
با این حرفش یکم ناراحت شدی ولی به روی خودت نیاوردی .
شارلوت : وا
دریکو : بی مزه بود اون فوق العاده خاصه زیباست بی نظیره
سرخ شدی
لوپین : خب سلام سلام ببخشید بابت تاخیر
برگشتید و به حرف هاش گوش دادید
دیدگاه ها (۲)

#دوست_پسر_شیطون_من part: 8ویو صبح هیونجین: بیدار شدم که دیدم...

دوست دختر کوچولوی من

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

#in_your_eyespart_11۲ویو کایلا از همون اول صبح می‌دونستم امر...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

مهمونی خطرناک پارت =11ویو ات:آسانسور در طبقه ۲۴ ام ایستاد و ...

p2 زنگ آخر که خورد ا.ت سریع وسایلش رو جمع کرد تهیونگ کنار در...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط