{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p2

p2

زنگ آخر که خورد ا.ت سریع وسایلش رو جمع کرد

تهیونگ کنار در کلاس منتظرش ایستاده بود

تهیونگ:ا.ت، بریم بوفه؟

*ا.ت لبخند زد*

ا.ت: آره فقط باید زود برگردم یونگی میاد دنبالم

تهیونگ خندید

تهیونگ:داداشت هنوز فکر می‌کنه من خطرناکم؟
ا.ت: تو رو که ندیده ولی کلاً به همه پسرها مشکوکه!

همین که از در مدرسه بیرون رفتن، صدای بوق ماشین اومد

*ا.ت وایستاد*

ا.ت: اوه نه

تهیونگ پرسید: چی شده؟

*ا.ت به ماشین نگاه کرد*

ا.ت: یونگیه*کلافه*

*یونگی از ماشین پیاده شد و با نگاه جدی به سمتشون اومد*

ا.ت با لبخند مصنوعی گفت:سلام داداش... چه زود اومدی

یونگی نگاهی به تهیونگ انداخت

یونگی:ایشون؟*روبه ا.ت*

*تهیونگ دستش رو جلو آورد*

تهیونگ:سلام من تهیونگم همکلاسی ا.ت*با لبخند*

یونگی چند ثانیه به دستش نگاه کرد و بعد دست داد

ا.ت: یونگی

*ا.ت سریع بینشون ایستاد*

ا.ت: خب معرفی انجام شد بریم دیگه

*یونگی اخم کرد*

یونگی:قرار بود مستقیم بیای خونه

ا.ت: فقط می‌خواستم یه چیزی از بوفه بگیرم

یونگی:من می‌برمت

تهیونگ گفت: منم می‌تونم همراهتون بیام؟

*یونگی ابروش رو بالا برد*

ا.ت سریع گفت:نههههه...عهه...چیز... یعنی... تهیونگ کار داره

تهیونگ خندید

تهیونگ: باشه، فردا می‌بینمت

*ا.ت لبخند زد*

ا.ت: فردا می‌بینمت
*ا.ت وقتی سوار ماشین شد، از پنجره برای تهیونگ دست تکون داد*

یونگی که متوجه شده بود گفت: خیلی باهاش صمیمی شدی

ا.ت:خب همکلاسیمه
یونگی:فقط همین؟

*ا.ت سکوت کرد*

یونگی نگاه کوتاهی بهش انداخت

یونگی:ا.ت؟

ا.ت:هوم؟

یونگی: چیزی رو از من قایم نمی‌کنی؟

ا.ت:نه


یونگی:خوبه


*پرش زمانی به فردا*


صبح روز بعد ا.ت وارد کلاس شد

اما این بار چیزی عجیب منتظرش بود

روی میز معلم یک برگه افتاده بود

جین برگه رو برداشت و گفت: خب بچه‌ها امروز یه امتحان کوتاه داریم
*صدای اعتراض کل کلاس بلند شد*
کل کلاس:چیییی؟!

*جین خندید*

شوخی کردم*با خنده*

ا.ت نفس راحتی کشید

جونگکوک از کنارش رد شد و آروم گفت: نزدیک بود سکته کنم

*ا.ت خندید*

ا.ت:منم
تهیونگ از پشت سر گفت: ا.ت بعد کلاس با من میای

*ا.ت برگشت*

ا.ت: کجا؟

*تهیونگ لبخند زد*

تهیونگ:یه چیزی می‌خوام بهت بگم

*قلب ا.ت تندتر زد*
ا.ت:چی؟
تهیونگ فقط گفت: بعد کلاس می‌فهمی

*جونگکوک از دور به اونا نگاه می‌کرد*

به نظر می‌رسید امروز قرار بود اتفاق مهمی بیفته که...

شرایط پارت بعد:
2تا لایک
2تا کامنت
دیدگاه ها (۸)

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

اسکی از این خانوم خوشگله@sabz_1

p1صبح دوشنبه بود و صدای زنگ مدرسه تازه بلند شده بود ا.ت با ع...

چندپارتی جین  وقتی معلم دبیرستانت بود معرفی شخصیت ها: جین:مع...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴²چند ساعت از شروع مهمونی گذشته بود.سا...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط