از عشق بدم می‌آید..!! می گفتند شهر رویا است و آشنایی..؛

از عشق بدم می‌آید..!! می گفتند شهر رویا است و آشنایی..؛
دروغ بود!
سرماست و خداحافظی های مات!

یک روز به سراغت می آید و نمیفهمی؟!
چرا! خوب میفهمی
ولی هورمون هایت تو را به نافهمی می‌زنند!

وای بر این توهم احساسی!

غرور های شکسته!
خانه های به آتش کشیده!
تنی خونی از پشت.. خنجر خورده!
سبزی پول در حجله و جیب خالی مان!

زن همسایه عاشق قصاب
مرد فامیل پی صیغه و حال!
لعنتی ها عاشق اند
و مُجاز به هر گندی
که به آن واژه میزنند!

دختری روی ریل میمیرد
خواهر و شوهرش.. عاشقانه توی قطار!

و شب ها..
پروستات باد کرده از هوس
که به تخم دان عشق تلمبه می‌زند
و نطفه ننگ را پس انداز می‌کنند!! عشق!
چقدر این واژه این روز ها دم دستی شده است!

از عشق بدم می‌آید..!! هـیـس..!!
دیدگاه ها (۳)

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

چند پارتی

حماسی

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

جادویی به نام عشق

پشت نقاب عشق 💗صبح روز بعد، نور آفتاب از پنجره‌های بزرگ عمارت...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط