{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هدیه🎁

پارت هدیه🎁
part 45


شوگا گفت بیا به هم برگردیم

لارا بدون معطلی گفت: " نه "

شوگا شوکه شد: " چی؟ چرا؟ "

لارا: " نمی‌خوام دوباره مثل قبل شیم، حتی نمی‌خوام باهات دوست معمولی باشم. یه اشتباهی توی گذشته کردم و نمی‌خوام دوباره تکرارش کنم "

بدون اینکه حرف دیگه‌ای بزنه، از اونجا زد بیرون. کمی دورتر از کافه، ایستاد و منتظر جئون و یون‌سوک موند.

یون‌سوک اومد پیشش: " چی شد؟ بهت چی گفت؟ "

لارا: " گفت برگردیم با هم "

یهو صدای بلند جئون اومد: " چییی؟ تو... تو بهش چی گفتی؟ "

لارا با آرامش گفت: " معلومه که قبول نکردم. من حتی نمی‌خوام باهاش دوست معمولی باشم، چه برسه به اینکه بخوام دوباره باهاش باشم "

نفسشو بیرون داد و یه لبخندِ ریز زد.

جئون گفت: " خوبه "

یون‌سوک: " حالا حالت خوبه؟ "

لارا: " معلومه که خوبم، دلیلی نداره بد باشم. ولی یه جایی هست که حالمو بهتر می‌کنه "

یون‌سوک: " کجا؟ "

لارا لبخند زد و نگاهشو داد به جئون: " میشه بریم همون کافه‌ای که بعدِ اون مراسمِ اون شب رفتیم؟ "
(منظورش همون کافه‌ای بود که بعدش مینهو دزدیدش...)

لبخند روی لب‌های جئون نشست و جواب داد: " باش "




*(فلش‌بک

" نمی‌خوام دوباره مثل قبل شیم، حتی نمی‌خوام باهات دوست معمولی باشم، یه اشتباهی توی گذشته کردم و نمی‌خوام دوباره تکرارش کنم "

لارا بدون هیچ حرفِ دیگه‌ای از اونجا زد بیرون.

شوگا فنجون قهوه‌ش رو برداشت و یه جرعه ازش خورد. چند دقیقه بعد، موبایلش رو از جیبش درآورد و زنگ زد

شوگا: " الو! "

مرد: " چیشد؟ انجام دادی؟ "

شوگا: " آره انجام دادم ولی قبول نکرد "

مرد: " چی؟ قبول نکرد؟ ولی تو که می‌گفتی قبول می‌کنه؟ "

شوگا: " خیلی سرسخت‌تر از قبل شده "

مرد: " باید کارتو درست انجام بدی "

شوگا: " نگران نباش، می‌دونم چیکار کنم "

مرد: " اگه برام دست‌وپا کنی، یه پاداش خوب پیشم داری "

شوگا: " نیازی به پاداش و پول کثیفت ندارم مینهو، فقط همون قرارو درست انجام بده "

مینهو: " پای قولم می‌مونم "

مکالمه قطع شد. شوگا حسابِ قهوه‌ها رو داد و از کافه زد بیرون. جلوی کافه ایستاد، پاکت سیگارش رو درآورد و یه نخ بیرون کشید. سیگار رو گذاشت بین لب‌هاش، روشنش کرد و دودش رو بیرون داد. تو تاریکیِ شب، لارا زیرِ نورِ ستاره‌ها می‌درخشید.

شوگا (زیر لب): " متأسفم لارا... "

***

*(چند روز بعد)*

یه سری ضربه‌های آروم به در خورد و جیمین با صدا وارد اتاق شد.

" وقت داری؟ " لارا پرسید.

جیمین: " آره "

جیمین رفت جلوتر و برگه هایی که دستش بود رو گذاشت روی میز و به لارا خیره شد.

جیمین: " چیزی شده؟ "

لارا: " نه، چیزی نشده، فقط یه خواهشی ازت دارم "

جیمین: " چی؟ "

لارا: " میشه برم سرِ کار؟ "

جیمین: " لارا، قبلاً که در موردش حرف زدیم، نمیشه "

لارا: " آخه چرا نمیشه؟ چرا با کار کردن من مشکل داری؟ "

جیمین: " لارا، بهت گفتم که با کار کردنت مشکل ندارم، فقط نمی‌خوام بری سرِ کار چون می‌ترسم اون مین هو عوضی بیاد سراغت "

لارا: " گفتم که خودم مواظبم، تازه توی اون شرکت پر از نگهبانه، همه‌شون حواسن به من هست "

جیمین: " لارا، نمی‌شه "

لارا: " حوصله‌ام توی این خونه سر رفته! با دوستام که نمی‌ذاری تنها برم، خب حداقل بذار کار کنم! "

جیمین: " اگه اینقدر عشقِ کار کردنی، می‌تونی بیای شرکتِ خودمون کار کنی "

لارا: " شرکت شما؟ "

جیمین: " آره، اونجا هم پسرا هستن، هم من هستم، می‌تونیم مواظبت باشیم "

لارا: " ، توی شرکت کارِ من هست که انجام بدم "

جیمین: " آره هست، ولی بگم که وقتی شروع کنی، حسابی سرت رو کار می‌ریزن "

لارا: " اعتراضی ندارم، ولی بگو ببینم باید چیکار کنم؟ "

جیمین: " یه چند سالی میشه که شرکت توی اینجور کارهای مد کار نکرده، واسه همین وقتی شروع کنی، حسابی شلوغت می‌کنن "

لارا: " خوبه، از کار کردن بدم نمیاد "

و یهو...

شرط
لایک=۱۵
کامنت=۱۰(کامنت های پارت ۴۳ رو بنازم)



#چندشاتی_جونگکوک
#فیک_جونگکوک
#چندپارتی_جونگکوک***
جونگکوک #تصور جونگکوک #تکپارتی کوک#بی تی اس#bts#jungkook
Bts #BTS_ARMY_JIN_SUGA_J_HOPE_RM_JIMIN_V_JUNGKOOK
#فیک جونگکوک #سناریو بی تی اس #سناریو جونگکوک
#jungkook
#jungkook🐰**********************
******
دیدگاه ها (۸)

بانو فالوشه @989070_7399

عهههه ۲۰۰تایی مون مبارک گیلی گیلی

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

39part بعد از چند ساعت گشت‌وگذار، برگشتن سمت کلبه. اما قبل ا...

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

*سؤال: هیونگ‌ها توی زندگی واقعی بهت محبت می‌کنن؟مینهو: خیلی ...

آخرین بحث پارت ۱۳

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط