قانون زندگی

در دعوا
توی دعوا باید خیلی اعتماد ب نفس داشته باشی ببینید من یکی از داستان های خودم رو میگم
ی روز یکی از فامیل های نچیسبم اومد پیش من و مامانم و دوست مامانم بعد گف وای **«اسم مامانم» جون خوبی دلم برات خیلی تنگ شده بود وای ×׫اسم من» بیا بریم خونه ی ما بازی کنیم (اسکل 9 سالشه ولی مارمولکه) منم محکم و با اعتماد ب نفس گفتم "نه" (من همیشه بخاطر آبروی مامانم مجبورم دختر با ادبی باشم) دختره خشک شد بعد راهم رو کج کردم و رفتم وقتی رفتیم مامانم گف دختر تو منو خشکوندی چ برسه ب ¥¥(اسم اون فامیل) منم گفتم تا اون باشه بیاد پیش من
نکته: باید چشم هاتون مثل اس 2 و 3 باشه
نکته دو: باید صداتون سرد و خشک و خشن باشه
ب این هم نگا نکن ک ناراحت میشه ناراحت میشه ک ناراحت میشه ب درک
و اون مشتی ک گفت هر دعوایی میشه با این ک من تو دعوا نبودم پام میلرزه اخه کاکو تو ک توی دعوا نبودی و اگر هم ک تو دعوا بودی اصلا نترس فقط اون نکته چشم و صدا رو کنترل کن و برای فوش ک میخواین یاد بگیرین بیاید پیوی اخه اینجا نمیشه فوش داد
نکته کلیدی: همیشه پ چشم راست طرف نگا کن
اگه میخوای فوش ندی فقط بگو (حق با شماست_شما درست میشین_هرچی میگی ب من ربطی نداره_حرفت تموم شد من باید برم کلی کار مهم تر از تو دارم)
دیدگاه ها (۱۶)

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

🔸حدادعادل: به دلیل شرایط جنگ، فعلا نمی‌توانیم آن‌طور که باید...

تمومش کنید خواهش میکنمچرا تا دعوا میشه چند نفر آف میزنن؟با آ...

پارت دوم چند شاتی وقتی حالت بد میشه ویو بنگ چان وقت ی دکتر ...

تو ونک تهران یک مغازه زدن اسمش گذاشتن دستپخت بی بیفقط هم کتل...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

چندپارتی

بسیار مهم.میگن نظر شما چیه،دهه فاطمیه ست،عزاداریه،سینه زنیه....

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط