رمان عشق ممنوع

پارت ۱۴

+ میخوام یه چیزی بهت بگم ولی مطمئن نیستم

_ چیشده

+ ف.فک کنم

_ د بگو دیگه

+ فک کنم حامله ام

_ چییی

+ آروم باش مطمئن نیستم

_ من دارم بابا میشممم من دارم بابا میشم

+ جنگکوک مطمئن نیستممم

_ مرسی مرسی مرسی

من و کشید تو بغلش و هی ازم تشکر میکرد

اصلا تو این موقعیت خوش نداشتم بچه دار بشم شایدم واقعا نبودم ولی حتی احتمال بهش هم جنگکوک و اینقدر خوشحال کرد

شاید این تنها راه ی جنگکوک قبول کنه درمان شه

تو بغلش بودم ک نفس هاش منظم شد فهمیدم خوابه

بلند شدم لباسامو با لباس خواب عوض کردم و باز رفتم رو تخت
دستمو گذاشتم رو گونش
انگار داشتم حسی نسبت بهش پیدا میکردم

خب گناه نبود ک شوهرم

خواستم دستمو بردارم ک دستشو گذاشت رو دستم و آمد سرشو گذاشت رو سینم

_ نرو ولم نکن

+ نمیرم من اینجام

بعد از چند ساعت فکر کردن خوابم برد صبح بیدار شدم دیدم جنگکوک پیشم نیست صدای شیر آب میومد

حتما تو حموم

منم پاشدم رفتم اتاق لباس و یه لباس خوب پوشیدم
امدم بیرون ک دیدم جنگکوک یه حوله بسته دور کمرش و داره موهاشو خشک میکنه پشتش به من بود

رفتم از پشت بغلش کردم

+ صبح بخیل

با صدای بچه گونه ای گفتم ک یه خنده ای کرد ولی انگار چیزی یادش آمد ک زود برگشت سمتم و من برد سمت تخت

_ تو چرا بلند شدی زود بخواب

+ چرا

_ تو حامله ای


+ هنوز معلوم نیست

_ نیومد اون نیومد

زود گوشیشو برداشت

+ کی

_ دکتر

+ من گفتم نیاد

این دروغ باید میگفتم جون جون یه انسان در میون بود

_ چرا

+ چون تو بغل شوهرم خوابیدم نخواستم اون بیاد بیدارم کنه

_ ببین دختر من توان اینجور صحبت کردنتو ندارم ها کارمیدم دستت

یه لبخند با عشوه زدم

+ جنگکوک

_ جانم

+ خودمون بریم بیمارستان

چهره اش تغییر کرد

_ نه خطرناکه

+ لطفا

_ گفتم نه

+ پس منم آزمایش نمیدم

_ ات

+ قهرم

انگار تونسته بودم بخندومش آمد سمتم

_ باشه میریم

+ واقعنی

_ اره پاشو حاضر شو

+ من حاضرم دیگه

یه نگاه بهم کرد ک فهمیدم باید دوباره حاضر شم

+ باشه بابا. اههه

..

..

...

...
دیدگاه ها (۳)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

پارت دوم | سفارشِ همیشگیروز بعد، جنگکوک برخلاف همیشه چند دقی...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟗 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینجا جاییه که م...

کپشن رو ببین

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

پارت ۳۷

پارت ۲

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط