هر وقت قصد میکنم دیگر از تو ننویسم
هر وقت قصد میکنم دیگر از تو ننویسم
باران میبارد …
نغمهای زمزمه میشود …
کسی از تو میپرسد …
خاطرهای جان میگیرد!
و من در کشاکش این نبرد نابرابر
همیشه مغلوب میشوم
نبودنت درد میکند!
درست مثل روز اول …
شایدم کمی بیشتر
من به دستهای خالیام خیره میشوم
و در ناباوریهای بیرحمانهی تمام روزهای نبودنت
دستهای خالیام … جای خالیات … نبودنت
و این پاهای خستهی بیپرسه
درد میگیرد …
باران میبارد …
نغمهای زمزمه میشود …
کسی از تو میپرسد …
خاطرهای جان میگیرد!
و من در کشاکش این نبرد نابرابر
همیشه مغلوب میشوم
نبودنت درد میکند!
درست مثل روز اول …
شایدم کمی بیشتر
من به دستهای خالیام خیره میشوم
و در ناباوریهای بیرحمانهی تمام روزهای نبودنت
دستهای خالیام … جای خالیات … نبودنت
و این پاهای خستهی بیپرسه
درد میگیرد …
- ۳۸۲
- ۲۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط