ساعتِ چهار بود یا کمتر
ساعتِ چهار بود یا کمتر
پارک ساعی کنار طوطی ها
تا رسیدم نگاه کردم و ...
دیدمت ایستاده ای آنجا
با همان چشم ها و لبخندی
که فقط عکس بود تا آن روز
با همان چشم ها که مجنون را
می کند عاشق خودش لیلا
آه چشمم به روسری ت افتاد
آه چشمم به چهره ات بانو
ماه رنگین کمان سرش کرده
چهره زیبا و روسری زیبا
من دو ساعت قدم زدم با تو
تو دو ساعت قدم زدی با من
تو دو ساعت شنیده ای شاید
هیچ چیزی نگفته ام اما
من دو ساعت مقدّمه چیدم
تا بگویم که دوسـ... شِش شد وای
رفع زحمت کنم اگر بشود
حرف ناگفتهای نماند آقا؟!
راستش را... الو؟ بله؟ جانم؟
من شما را... پیامک آمد باز
آه! لعنت به زنگ بی مورد
یا به هر چه پیامک بی جا
کاش میشد که... بگذریم اصلا
کاش میشد... نمی شود گفتش
حرف هایم دوباره ناقص ماند
دوستت... لا اله الّا الله !
پارک ساعی کنار طوطی ها
تا رسیدم نگاه کردم و ...
دیدمت ایستاده ای آنجا
با همان چشم ها و لبخندی
که فقط عکس بود تا آن روز
با همان چشم ها که مجنون را
می کند عاشق خودش لیلا
آه چشمم به روسری ت افتاد
آه چشمم به چهره ات بانو
ماه رنگین کمان سرش کرده
چهره زیبا و روسری زیبا
من دو ساعت قدم زدم با تو
تو دو ساعت قدم زدی با من
تو دو ساعت شنیده ای شاید
هیچ چیزی نگفته ام اما
من دو ساعت مقدّمه چیدم
تا بگویم که دوسـ... شِش شد وای
رفع زحمت کنم اگر بشود
حرف ناگفتهای نماند آقا؟!
راستش را... الو؟ بله؟ جانم؟
من شما را... پیامک آمد باز
آه! لعنت به زنگ بی مورد
یا به هر چه پیامک بی جا
کاش میشد که... بگذریم اصلا
کاش میشد... نمی شود گفتش
حرف هایم دوباره ناقص ماند
دوستت... لا اله الّا الله !
- ۴۷۸
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط