🐻: تو راه خونه ام

🐻: تو راه خونه ام
پیکنیک نبودم
تو کمپانی تمرین کردم و غذا خوردم الانم دارم میرم خونه

🐻: اخیرا یچیزی رو نگاه کردم ولی اسمش یادم نیست

🐻: این روزا سرگرمیم چیه؟
اومم، میخوابم
دیدگاه ها (۰)

‏🦊 [۱۱:۳۵ تا ۱۱:۳۶ به وقت ژاپن]نون‌های ㅎㅎㅎصبحونه خوردم.و با ...

#عشق_بعد_نفرتپارت: 6ویو اترفتم آشپز خونه میزو جمع کردم و منت...

My dady پارت⑥«ویو ات» سانا: خب ات داداشم داره میاد دنبالمونا...

سه روز بعد قهر واقعی💔سه روز گذشته بود تو باهاش حرف میزدی،اما...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

اول اینکه"🦌: من کنجکاوم که اوان در زندگی روزمره چه کارهایی ا...

‏🦙 [۱۹:۴۵ به وقت چین]یه چیزی شبیه ولاگ خراب‌شده دارم، دوست د...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part48رفتم سمت سعید و گوشیو از دستش کشیدم و ق...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط