عشق و غرور p17

میخوام از زندگیمون بری بیرون...حالا که داریم بچه دار میشیم نمیخوام دشمن و مزاحمی دور و ور بچم باشه
گفتم:
_من کاری به بچه ی تو ندارم
_من حرفتو باور ندارم..تو که میگی با اجبار با خانزاده ازدواج کردی پس حالا که میتونی بری چرا مخالفت میکنی ؟؟....ببین من میتونم تو و پسرت رو فراری بدم جوری که خانزاده نفهمه
لحنش جدی بود
ولی چرا گیر داده از اینجا برم
_رفتن من چه سودی برای تو داره...از کجا باید باور کنم راست میگی
گفت:
_میخوام راحت و بدون دردسر زندگی کنم..رک بگم وقتی من پسر به دنیا بیارم با حمایت شهربانو خانزاده اونو وارث خودش میدونه و دیر یا زود میندازتت بیرون...ولی من حتی حاضرم بهت پول بدم تا سایت از زندگی من کم بشع
چند لحظه فکر کردم
_به حرفام فکر کن..بعد جواب بده
به رفتنش نگاه کردم
میتونم اعتماد کنم؟
میتونم ریسک کنم؟
اگه نقشه ای داشته باشه چی؟
اگه حرفاش درست باشه و خانزاده مارو بیرون کنه چی؟
خدایا من چیکار کنم..رفتم پیش نسرین
_میشه یکم حرف بزنیم
_اره حتما..چیزی شده؟
حرفای نورا رو براش تعریف کردم..رفت تو فکر...گفتم:
_از یه طرف میترسم نقشه ای داشته باشع از یه طرف هم هیچ چیز از نورا و شهربانو بعید نیست..ممکنه اونقدر زیر گوش خانزاده بخونن که ما رو بیرون کنه
نسرین گفت:
_ راستش مطمئن نیستم ولی به نظرم میتونی از این موقعیت استفاده کنی ...وقتی بچه نورا به دنیا بیاد دیگه خانزاده اینقدر نمیگه که آرشاویر پسر و وارثشه و به بهانه اون تورو هم نگه داره...بچه نورا میتونه وارث خانزاده بشه....توهم میتونی قبل از به دنیا اومدنش از اینجا بری
دیدگاه ها (۴)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۰۶ویو راوی توی م...

4مارس2016 پایه تخت فرانسه یکی از مخفیگاه های کارس واتر ساعت1...

رقص مرگ و عشقp¹⁰دستشو آروم برداشت_برو...بیرون+عامم خبدوباره ...

Forbidden love①⑧چند دقیقه بعد چمدونم رو برداشتم ا/ت: من میرم...

هیچکس نفهمید چقدر ساکت شدم هیچکس نفهمید پشت خنده هام چی قای...

Enemys Embrsce [ part ۴۲]

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

پارت 186

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_11 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄غری...

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط