{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک کلبه می خواهد،

دلم یک کلبه می خواهد،
درون جنگل پاییز.

به دور از رنگ آدمها،
من و آواز توکاها.

من و یک رود،
من و یک کلبه پر دود،
من و چای و کتاب حافظ و خیام،
به دور از ننگ،
به دور از نام.

چه غوغایی!
چه بلوایی!
بسان برگ،
که از شاخه جدا گردد،
درون من پر از شورش !
پر از فریاد!

درون جنگل پاییز
دلم یک کلبه می خواهد.......
دیدگاه ها (۱)

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

موسیقی

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

داستان دختر برفی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

دلم یک کلبه می خواهد،درون جنگل پاییز. به دور از رنگ آدم ها،م...

دلم یک کلبه می خواهد،درون جنگل پاییز. به دور از رنگ آدم ها،م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط