باز لبخند بزن

باز لبخند بزن
قوری قلبت را
زودتر بند بزن
توی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن.
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
چای باطعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز...
دیدگاه ها (۷)

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

Eight

✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

سناریو باجی کیسوکه

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

سناریو: ماه سرخ

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط