{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختربا نازبه خداگفت:

دختربا نازبه خداگفت:
چطور زيبا مي آفريني ام و انتظار داري خود را براي همگان نكنم؟
خدا گفت:زيباي من!تو را فقط براي خودم آفريدم
دخترك،پشت چشمي نازك كرد و گفت:خدا كه بخل نمي ورزد،بگذار آزاد باشم
*خدا چادر را به دخترك هديه داد*
دخترك با بغض گفت:با اين؟اينطور كه محدودترم.اصلا مي خواهي زنداني ام كني؟يعني اسير اين چادر مشكي شوم ؟؟؟؟
خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسير نگاه هاي آلوده خواهي شد...هر چيز قيمتي را كه در دسترس همه نمي گذارند.تو جواهري
دخترك با غم گفت:آخر...آخر،آنوقت ديگر كسي مرا دوست نخواهد داشت.نه نگاهي به سمت من خواهد آمد و نه كسي به من توجه ميكند
خدا عاشقانه جواب داد:من خريدار توام!
منم كه زود راضي مي شوم و نامم سريع الرضاست.
آدميانند و هزاران نوع سليقه!
هرطور كه بپوشي و بيارايي،باز هم از تو راضي نمي شوند!
اصلا مگر تو فقير نگاه مردمي؟آن نگاه ها مصدومت ميكند
*دخترك آرزويش را به خدا گفته بود و مي خواست چونان فرشته اي محبوب جلوه كند...
دیدگاه ها (۲۰)

روزی زنی روستایی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، ب...

خيلي سخته لباساي پدرت هنوز تو کمد باشه اما ديگه خودش نباشهسخ...

غصه اگر هست، بگو تا باشد! معنی خوشبختی،بودن اندوه است ...! ا...

واون فقط خدااااست.

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

دختربا نازبه خداگفت:چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود...

حجاب...دختربا نازبه خداگفت:چطور زيبا می آفرينی ام و انتظار د...

#بخونیددختربا نازبه خداگفت: چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار ...

دختربا نازبه خداگفت:چطور زيبا مي آفريني ام و انتظار داري خود...

دختربا نازبه خداگفت:چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود...

حجاب...دختربا نازبه خداگفت:چطور زيبا می آفرينی ام و انتظار د...

#بخونیددختربا نازبه خداگفت: چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط