{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختربا نازبه خداگفت

دختربا نازبه خداگفت:
چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان نکنم؟
خدا گفت:زیبای من!تو را فقط برای خودم آفریدم
دخترک،
پشت چشمی نازک کرد و گفت:خدا که بخل نمی ورزد،
بگذار آزاد باشم
خدا چادر را به دخترک هدیه داد
دخترک با بغض گفت:با این؟اینطور که محدودترم.
اصلا می خواهی زندانی ام کنی؟
یعنی اسیر این چادر مشکی شوم ؟؟؟؟
خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسیر نگاه های آلوده خواهی شد...هر چیز قیمتی را که در دسترس همه نمی گذارند.
تو جواهری
دخترک با غم گفت:آخر...آخر،آنوقت دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت.
نه نگاهی به سمت من خواهد آمد و نه کسی به من توجه میکند
خدا عاشقانه جواب داد:من خریدار توام!
منم که زود راضی می شوم و نامم سریع الرضاست.
آدمیانند و هزاران نوع سلیقه!
هرطور که بپوشی و بیارایی،باز هم از تو راضی نمی شوند!
اصلا مگر تو فقیر نگاه مردمی؟
آن نگاه ها مصدومت میکند
دخترک آرزویش را به خدا گفته بود و می خواست چونان فرشته ای محبوب جلوه کند♡♡♡
دیدگاه ها (۱۰)

♡♡♡♡♡وای خیلی خوشحالم فردا ان شاالله ساعت 3ظهر بلیط دارم میخ...

خودش گفته :"یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ"یعنی بنده ے مننگ...

خـــــدا کند ♡♡♡یه اتفاق خوب بیافتد وسط زندگیمانارے همینــــ...

اقاجان بطلب♡♡♡♡

part.12.*می خواستم با جونگ کوک حرف بزنم به همین خاطر پشت سرش...

ᵖ3

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط