🍒🌱بیا به پاس محبت

🍒🌱بیا به پاس محبت
مکش به سینه امیدم
که بر اساس محبت
بساط عشق تو چیدم
تو قلب اهل وفا را
مقام مهر وصفا را
چرا نمی شناسی
چون بوی گل از آغوشم رفتی
چون ذوق از دل خاموشم رفتی
رفتی تا مرا صحرایی کنی
از تو قسمتم تنهایی کنی
در بی مهری یکتا بودی
عاشق سوزی رسوا بودی

رسیده آن زمان که باورم شود خدا نمی شناسی
رسیده آن زمان که باورم شود خدا نمی شناسی

چو من به دام محبت
خدا کند که نباشی
اسیر این همه محنت
خدا کند که نباشی

نظری اگر به ما کنی غم خود را دوا کنی چه شود چه شود
تو که قول من شکسته ای ز قفس مرا رها کنی چه شود🌱🍒
دیدگاه ها (۲)

بسم الله الرحمن الرحیمیاداشت قسمت سوم :بندۀ مُحب، ناز می‌کن...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

هر وقت #او بخواهد#داستانکساعت سازی بود که ساعت هم تعمیر می ک...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :دقت شود که تأکید دارد فراگیر...

بسم الله الرحمن الرحیم وَ مِنهُم مَن عاهَدَاللهُ لَئِن آتانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط