بغلم کن که هوا سرد و دلم تبدار است

بغلم کن که هوا سرد و دلم تبدار است
لب تو داغ ترین لحظه ی این دیدار است

بغلم کن که در این دشت فراموشی شب
چشم تو حادثه ای روشن و بی تکرار است

ساحلم باش که من موج تب آلود توام
در برم گیر که موج تو کمی بیمار است

محو چشمان توام ای نفست روشن صبح
حال این پنجره هابی تو شبی غمبار است

کهکشانی است دو بازوی تو در گردن من
بی تو منظومه ی شعر روی سرم آوار است

در شب خسته ی من باش و کمی نور بپاش
بغلم کن که غزل تشنه ی این دیدار است
دیدگاه ها (۱)

پارت 5

پارت ۱۰برای سیسیا ی گلم

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

ساعت ۲ شب بود هٔـمه ي مامور ها به جاهای مختلف جزیره پرایوت آ...

جیمین زودتر از چیزی که قول داده بود به عمارت برگشت.هنوز وارد...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 9#لینو #فیکشنلونا هنوز به عکس شکسته...

intertwined fate of two enemies-part 15

تکپارتی تهیونگ

Love you پارت هفدهم _بچه خودتی&ارع بابا معلوم-ایش-اصن بیخیال...

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط