{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن که هوا سرد و دلم تبدار است

بغلم کن که هوا سرد و دلم تبدار است
لب تو داغ ترین لحظه ی این دیدار است

بغلم کن که در این دشت فراموشی شب
چشم تو حادثه ای روشن و بی تکرار است

ساحلم باش که من موج تب آلود توام
در برم گیر که موج تو کمی بیمار است

محو چشمان توام ای نفست روشن صبح
حال این پنجره هابی تو شبی غمبار است

کهکشانی است دو بازوی تو در گردن من
بی تو منظومه ی شعر روی سرم آوار است

در شب خسته ی من باش و کمی نور بپاش
بغلم کن که غزل تشنه ی این دیدار است
دیدگاه ها (۱)

صـِـــدای مـَــــردانــِه اَت . . .دلــــم را می لــَــرزانـ...

عزیزترینم........ستاره ی شبهای من...عجب وجودم بوی تو میدهدبا...

شاه شطرنج منی بارخ ماهت چکنم؟با سپید دل وچشمان سیاهت چکنم؟تا...

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست ...

★彡   Part 2 彡★ خواستم جیغ بکشم ولی صدام داخل دهنم خفه شد.دست...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:5ویو جیناصبح ...

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

پارت 5

P4 .MY GOOD MISTAKE.

when silence became a scream p25

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

LESSON

#کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط