ساعت ۲ شب بود
ساعت ۲ شب بود
هٔـمه ي مامور ها به جاهای مختلف جزیره پرایوت آیلند فرستاده شدن
( تو کل این فیکشن هیچکس اسم نامرا رو نمیدونه )
دوتا از مامور های NFY رو با یک هلیکوپتر روی یک ساختمون بزرگ متروکه نیمه ساخته فرود اوردن
وئول : من چی صدات کنم؟ مثلا همکاریم..
ن : رِیوِن صدام کن ( REYVEN )
وئول : دفعه پیش گفتی یئونجی صدات کنم
ن : خب که چی
وئول : ام . . میدونی الان تو چه منطقه ایم؟ رِیوِن
ن : منطقه ۵۴ ، نزدیکشونیم . .
وئول : این خطرناکه ؟؟
( صدای تیراندازی از سمت طبقه پایین میاد )
ن : از پله های پشت برو بیرون و میتی رو پیدا کن
من میرم سمتشون
وئول : ولی .. اگر تیر بخوری چی؟
ن : نگران من نباش برو
( وئول از پله های پشت رفت ، صدای تیراندازی ها بیشتر و بلندتر میشد ، ظاهراً سازمان Red on از این قضیه باخبر بود و تنها یک هدف داشتن ، تـ٫٫ـرور N ، اولویت اونا بود )
« وئول بیسیم رو روشن کرد »
« از طریق بیسیم میتونستن ارتباط از دور داشته باشن »
ؤئول : صدای من رو دارید ؟
سوجین : تمام بیسیم ها روشن شد ؟
یونگ : بله .
وئول : همین الان همون کسی که بهم گفت رِیوِن صداش کنم تنهایی با دوتا اسلحه به سمت افراد Red on رفت
سوجین : منظورت یئونجیـه ؟ ،، چیکار کنیم؟ نیرو بفرستیم ؟
وئول : من هیچ خبری از حالش ندارم ، درحال حاضر توی زیرزمین ساختمان²⁴ منطقه ۵۴ هستم
سوجین : مواظب باش ، اون منطقه بررسی شده ، بیشتر نیروی های red on توی اون منطقه قرار دارن، سعی کن هرچی سریع تر به منطقه یک ، جایی که تجمع مامور های FBB هست برسونی
وئول : اما با رِیوِن چیکار کنم ، هیچ خبری نیست
سوجین : فعلا جون خودتو نجات بده
وئول : فهمیدم .
« وئول سعی میکنه از اون منطقه با تمام راه های مخفی خودشو برسونه به منطقه یک ، اما قبل رفتن ، رفت به طبقه های بالای ساختمان تا رِیوِن رو پیدا کنه ، ظاهراً کمی نگران بود »
وئول : رِیوِن ؟ ؟
« یکم جلو تر میره و با جنـ٫٫ـازه چندتا مامور از RED ON مواجه میشه ، روی زمین پر از خون بود . هیچ نشونه ای از رِیوِن نبود فقط GPS رِیوِن رو پیدا کرد که روی زمین افتاده بود »
« وئول بیسیم رو روشن میکنه و این مورد رو خبر میده »
وئول : به طبقه ی هفتم رفتم و پنج جسـ٫٫ـد از مامور های Red on دیدم ، هیچ نشونه ای از رِیوِن نبود ، البته اون جیپیاسش ، چیزی که میتونستیم لوکیشنشو پیدا کنیم رو کَنده و اینجا انداخته .
سوجین : یکم جلو تر برو و سعی کن بگردی
وئول : من هر جایی که لازم بود رو چك کردم .
سوجین : فهمیدم ، چندتا مامور میفرستیم به دنبالش ، تو بیا منطقه یك
وئول : باشه
« قبل رفتن وئول ، صدای جیغ میاد ، وئول میدونست صدای رِیوِن نیست »
« کسی داشت جیغ میزد و التماس میکرد ( لطفأ .. لطفأ به من شلیک نکن ) اما بعدش صدای شلیک گلوله میاد ، وئول میره به طبقه هشتم تا چک کنه »
وئول ( با تعجب ) : چی ؟ . .
هٔـمه ي مامور ها به جاهای مختلف جزیره پرایوت آیلند فرستاده شدن
( تو کل این فیکشن هیچکس اسم نامرا رو نمیدونه )
دوتا از مامور های NFY رو با یک هلیکوپتر روی یک ساختمون بزرگ متروکه نیمه ساخته فرود اوردن
وئول : من چی صدات کنم؟ مثلا همکاریم..
ن : رِیوِن صدام کن ( REYVEN )
وئول : دفعه پیش گفتی یئونجی صدات کنم
ن : خب که چی
وئول : ام . . میدونی الان تو چه منطقه ایم؟ رِیوِن
ن : منطقه ۵۴ ، نزدیکشونیم . .
وئول : این خطرناکه ؟؟
( صدای تیراندازی از سمت طبقه پایین میاد )
ن : از پله های پشت برو بیرون و میتی رو پیدا کن
من میرم سمتشون
وئول : ولی .. اگر تیر بخوری چی؟
ن : نگران من نباش برو
( وئول از پله های پشت رفت ، صدای تیراندازی ها بیشتر و بلندتر میشد ، ظاهراً سازمان Red on از این قضیه باخبر بود و تنها یک هدف داشتن ، تـ٫٫ـرور N ، اولویت اونا بود )
« وئول بیسیم رو روشن کرد »
« از طریق بیسیم میتونستن ارتباط از دور داشته باشن »
ؤئول : صدای من رو دارید ؟
سوجین : تمام بیسیم ها روشن شد ؟
یونگ : بله .
وئول : همین الان همون کسی که بهم گفت رِیوِن صداش کنم تنهایی با دوتا اسلحه به سمت افراد Red on رفت
سوجین : منظورت یئونجیـه ؟ ،، چیکار کنیم؟ نیرو بفرستیم ؟
وئول : من هیچ خبری از حالش ندارم ، درحال حاضر توی زیرزمین ساختمان²⁴ منطقه ۵۴ هستم
سوجین : مواظب باش ، اون منطقه بررسی شده ، بیشتر نیروی های red on توی اون منطقه قرار دارن، سعی کن هرچی سریع تر به منطقه یک ، جایی که تجمع مامور های FBB هست برسونی
وئول : اما با رِیوِن چیکار کنم ، هیچ خبری نیست
سوجین : فعلا جون خودتو نجات بده
وئول : فهمیدم .
« وئول سعی میکنه از اون منطقه با تمام راه های مخفی خودشو برسونه به منطقه یک ، اما قبل رفتن ، رفت به طبقه های بالای ساختمان تا رِیوِن رو پیدا کنه ، ظاهراً کمی نگران بود »
وئول : رِیوِن ؟ ؟
« یکم جلو تر میره و با جنـ٫٫ـازه چندتا مامور از RED ON مواجه میشه ، روی زمین پر از خون بود . هیچ نشونه ای از رِیوِن نبود فقط GPS رِیوِن رو پیدا کرد که روی زمین افتاده بود »
« وئول بیسیم رو روشن میکنه و این مورد رو خبر میده »
وئول : به طبقه ی هفتم رفتم و پنج جسـ٫٫ـد از مامور های Red on دیدم ، هیچ نشونه ای از رِیوِن نبود ، البته اون جیپیاسش ، چیزی که میتونستیم لوکیشنشو پیدا کنیم رو کَنده و اینجا انداخته .
سوجین : یکم جلو تر برو و سعی کن بگردی
وئول : من هر جایی که لازم بود رو چك کردم .
سوجین : فهمیدم ، چندتا مامور میفرستیم به دنبالش ، تو بیا منطقه یك
وئول : باشه
« قبل رفتن وئول ، صدای جیغ میاد ، وئول میدونست صدای رِیوِن نیست »
« کسی داشت جیغ میزد و التماس میکرد ( لطفأ .. لطفأ به من شلیک نکن ) اما بعدش صدای شلیک گلوله میاد ، وئول میره به طبقه هشتم تا چک کنه »
وئول ( با تعجب ) : چی ؟ . .
- ۶۰۰
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط