خواهرم...

خواهرم...
آره با توام!
جنگ هنوز ادامه داره . . .
فقط اینبار تویی ک خط.مقدم.جبهه ای . . .
یه وقت ,,,,,شرمنده.ی.باکری.ها.و.همت.ها نشی . . .
نمیخواد خون بدی!
نمیخواد جون بدی!
چادرت رو سفت بچسب!!
همین!
یا.علی ...
دیدگاه ها (۲)

منابع لبنانی: همه کسانی که در تونل‌ها بودند، کشته شدند.و هر ...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۸عميق زل زدم توي چشماي مشکي ...

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

رفتار سرد

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

My lovely neighbor part : ۶۹

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط