*(ویو ا/ت) *
*(ویو ا/ت) *
همه جا تاریک بود، چشم چشم رو نمیدید و نمیتونستم دقیق چیزی ببینم
فوبیای تاریکی شدید داشتم واسه ی همین فریاد زدم
ا/ت:عو*ضیا به من چیکار دارین بابام دمار از روزگارتون در میاره ولم کنید هرچقدر بخوایید بهتون پول میدم (با جیغ)
صدای کفش ی کسی میومد
شاید همون عو*ضی که منو دزدیده و به این خراب شده آورده باشه
جونگکوک:انقد جیغ نزن سرمون درد گرفت
ا/ت:مرتیکه تو کی هستی با من چیکار داری هان چشامو باز کننننن(جیغ)
جونگکوک:روانی هستیا
چشممو باز کرد که با قیافه اش رو به رو شدم
این همون آدم نبود. . .
(زمان قبلی ویو ا/ت)
مهمون بزرگی بود
همه اونجا بودن
پدرم مشغول سخنرانی بود تا نگاهم به ی مردی وارد شد همه خیره به اون شدن و جیغ زدن فرار کردن
چون چند نفری با اسلحه اونجا بودن
پدرم دستم گرفت و منو اون از اونجا رفتیم و وارد ی راه روی مخفی شدیم
آقای پارک (پدرا/ت)
آقای پارک:دخترم تو همینجا بمون من الان میام
ا/ت:اما پدر ممکنه صدمه ببینید نمیخوام از دستتون بدم، دخترتون خودش ی پا مافیا ست منم همراهت میام
آقای پارک:ا/ت همینجا میمونی هیجا نمیری گفتم (با داد)
از اونجا رفت
این مرد عادت داشت همیشه سره من داد بزنه تمام حرصشم فقط سره من خالی میکرد هرکی خانواده مارو نگاه کنه میگه واو چقد خوشبختن اما نمیدونه تو این خانواده کوفتی چه میگذره.
(ویو ا/ت زمان حال)
ا/ت:تو همون مردی هستی که مراسم مارو خراب کردی با اون ی گله گاوی که داشتن آدم میترسوندن
جونگکوک :درست صحبت کن
ا/ت:نکنم چه غلطی میکنی فاز ددی میگیری؟
خنده ای کرد گفت
جونگکوک:ببین اون پدرت دشمن بزرگ منه و منم دخترش که عزیز ترین عضو خانوادش بود گرگان گرفتم و الان میخوام ببینم پاپات چقد واست تلاش میکنه
ا/ت:نترس تا آخرشب کل شهر دنبال من میگردن و تو میری زندان و باقیه عمر نکبت بارت رو تو زندان میگذرونی
دستمو گرفت فشار کوچیکی بهش داد که همونجا با کله زدم تو دماغش
جونگکوک :آخ... وحشی روانی چیکار میکنی
ا/ت:ببین من اینه اون دختر مظلوم های داستان نیستم یهو دیدی زدم ناکارت کردم بالاخره منم مافیام بچه جون
جونگکوک :بخوام بهت آسیب بزنم خوب میزنم پس اون دهنت ببند
چشم غره ای بهش رفتم. یارو چی فکر کرده فکر کرده ددیه منم پیکمی؟ عمرا
من اصلا از اون دخترا نبودم
خدا کنه پاپام برای بار اول یکم دخترش دوست داشته باشه و نزاره من با این روانی تا ابد اینجا زندگی کنم
دستام درد گرفتتتت وااا🤣
همه جا تاریک بود، چشم چشم رو نمیدید و نمیتونستم دقیق چیزی ببینم
فوبیای تاریکی شدید داشتم واسه ی همین فریاد زدم
ا/ت:عو*ضیا به من چیکار دارین بابام دمار از روزگارتون در میاره ولم کنید هرچقدر بخوایید بهتون پول میدم (با جیغ)
صدای کفش ی کسی میومد
شاید همون عو*ضی که منو دزدیده و به این خراب شده آورده باشه
جونگکوک:انقد جیغ نزن سرمون درد گرفت
ا/ت:مرتیکه تو کی هستی با من چیکار داری هان چشامو باز کننننن(جیغ)
جونگکوک:روانی هستیا
چشممو باز کرد که با قیافه اش رو به رو شدم
این همون آدم نبود. . .
(زمان قبلی ویو ا/ت)
مهمون بزرگی بود
همه اونجا بودن
پدرم مشغول سخنرانی بود تا نگاهم به ی مردی وارد شد همه خیره به اون شدن و جیغ زدن فرار کردن
چون چند نفری با اسلحه اونجا بودن
پدرم دستم گرفت و منو اون از اونجا رفتیم و وارد ی راه روی مخفی شدیم
آقای پارک (پدرا/ت)
آقای پارک:دخترم تو همینجا بمون من الان میام
ا/ت:اما پدر ممکنه صدمه ببینید نمیخوام از دستتون بدم، دخترتون خودش ی پا مافیا ست منم همراهت میام
آقای پارک:ا/ت همینجا میمونی هیجا نمیری گفتم (با داد)
از اونجا رفت
این مرد عادت داشت همیشه سره من داد بزنه تمام حرصشم فقط سره من خالی میکرد هرکی خانواده مارو نگاه کنه میگه واو چقد خوشبختن اما نمیدونه تو این خانواده کوفتی چه میگذره.
(ویو ا/ت زمان حال)
ا/ت:تو همون مردی هستی که مراسم مارو خراب کردی با اون ی گله گاوی که داشتن آدم میترسوندن
جونگکوک :درست صحبت کن
ا/ت:نکنم چه غلطی میکنی فاز ددی میگیری؟
خنده ای کرد گفت
جونگکوک:ببین اون پدرت دشمن بزرگ منه و منم دخترش که عزیز ترین عضو خانوادش بود گرگان گرفتم و الان میخوام ببینم پاپات چقد واست تلاش میکنه
ا/ت:نترس تا آخرشب کل شهر دنبال من میگردن و تو میری زندان و باقیه عمر نکبت بارت رو تو زندان میگذرونی
دستمو گرفت فشار کوچیکی بهش داد که همونجا با کله زدم تو دماغش
جونگکوک :آخ... وحشی روانی چیکار میکنی
ا/ت:ببین من اینه اون دختر مظلوم های داستان نیستم یهو دیدی زدم ناکارت کردم بالاخره منم مافیام بچه جون
جونگکوک :بخوام بهت آسیب بزنم خوب میزنم پس اون دهنت ببند
چشم غره ای بهش رفتم. یارو چی فکر کرده فکر کرده ددیه منم پیکمی؟ عمرا
من اصلا از اون دخترا نبودم
خدا کنه پاپام برای بار اول یکم دخترش دوست داشته باشه و نزاره من با این روانی تا ابد اینجا زندگی کنم
دستام درد گرفتتتت وااا🤣
- ۱۲.۲k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط