{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فاميل: جيگرم،عزيزم،عسلم،الاغ! چرا زدي عينک آقاي مجري رو ش

فاميل: جيگرم،عزيزم،عسلم،الاغ! چرا زدي عينک آقاي مجري رو شکوندي!؟
جيگر: آخه ديدم دنيا اونقدرام قشنگ نيس که بخواد اونو واضح ببينه،قشنگ نيس! قشنگ نيس!
فاميل: سيرداغ ببينم! واس من حرف سياسي ميزنه! آقاي مجري عينکشو داده بود من واسش نگه دارم،حالا چي بهش بگم؟ بايد يه خالي درست حسابي ببنديم...
جيگر: من خودم تو يه فيلم ديدم آقاهه ميگفت مرد بايد هميشه راستشو بگه! راستشو ميگيم،راستشو ميگيم،راستشو ميگيم!
فاميل: يه چيزي ميگم هميشه يادت باشه،مردي که هميشه راستشو ميگه و زني که مهريه نميخواد و بچه اي که تو امتحان تقلب نميزنه فقط مال تو فيلماس! فکر ميکني آقاي مجري بفهمه چيکار ميکنه؟
جيگر: شايد مارو از خونه بندازه بيرون،ميندازه بيرون!،ميندازه بيرون!
فاميل: چي چي رو ميندازه بيرون!؟ من تازه 4ساله اومدم! بايد خودمونو بزنيم به مريضي که حواسش پرت شه عينکشو يادش بره
جيگر: تمارض کنيم؟ تمارض کنيم؟ تمارض کنيم؟
فاميل: آره،فقط حواست باشه مثل اوندفعه که رفتي تمارض کني گند نزني!
جيگر: فکر کنم اونجايي که گير دادم بازيکن حريفو اخراج کنه شک کرد!
دیدگاه ها (۲)

پسر عمه زا: ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﻨﻢ فامیل:ههه تو برو ماشین بازیتو ...

به خدا اون مناره رو سرتون هیچ جذابیتی نداره

آقای مجری:بله بچه ها همه انسان ها باید همیشه به هم کمک کنن ب...

اقای مجری در حاله نوشتن نامه از طرف فامیل دور به دوره. فامیل...

My nurse

P11 .PRESAN MAFIA.

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

رمان

دیدار باتو (پارت ۱)

دست دیگه‌ش رو آورد بالا و آروم موهای منو که روی صورتم ریخته ...

shede and shineپارت 2+بیاید ببینیم چی شده........با عجله رفت...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط