#سناریو

#سناریو
وقتی میری بار

نامجون: پس بدون اجازه من میری باری
جین: گمشو اونور با من دیگه حرف نمیزنی
یونگی: مگه صدبار نگفتم اونجا نرو ها(داد)
جیهوپ: ا.ت واقعا که زدی زیر قولت تو بهم قول داده بودی که بار نری
جیمین: امشب که رو مبل خوابیدی میفهمی
تهیونگ: تو حرف ادم نمیفهمی نه با این لباسی ف. اکی رفتی بار
جونگکوک: بیب قرار بد تنهبیه بشی
دیدگاه ها (۱)

سناریو هنتای باجی ژاااننندرخواستی شروععععععععاز سرکار برگشته...

پنهان عشق

P23موهاش رو روی شونه هاش ریخت و از اتاق خارج شد،باباش مشغول ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

I want to love you forever part 2

سناریو استری کیدز وقتی

رمان : رفتار سرد

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۸‌جونگکوک پوزخند در...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت۳که یهو صدای در مانع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط