رمان : رفتار سرد
part : four
ا.ت با چاقو تیشرت جیمین رو پاره کرد و تتو روی کمر جیمین نمایان شد .
ا.ت: هه دیدی گفتم عوضی .
جیمین : جونگ کوک تهیونگ برید بیرون .
تهیونگ : نمیشه .
جونگ کوک : .....
جیمین : گفتم برید بیرون .
تهیونگ : باشه .
تهیونگ و جونگ کوک رفتن بیرون و در اتاق رو بستن .
ا.ت: نمیخواستی بیشتر از این ضایع بشی جلوشون .
جیمین : ا.ت چت شده ؟
ا.ت خودش خیلی دلش پر بود و با این حرف ا.ت که خیلی آروم و ناراحت زدش بغضش رو ریخت بیرون و شروع کرد گریه کردن .
جیمین با همون وضع [منظور با تیشرت پارش ] رفت و ا.ت رو بغل کرد .
جیمین : عیب نداره .
ا.ت: چرا نیومدی دنبالم .
جیمین : بهت میگم یکم صبر کن .
ا.ت: پارک جیمین الان بگو .
جیمین پیشونیش رو زد به پیشونی ا.ت .
ا.ت از تعجب چشماش گرد شدن .
جیمین : دیگه نبینم بکی پارک جیمین .
ا.ت: چی بگم ؟
جیمین : بگو جیمین .
ا.ت: هوم حالا بگو .
جیمین : دو سال پیش دو هفته بعد از اینکه رفتی نزدیک بود تصادف کنی .
ا.ت: تو از کجا میدونی .
جیمین : بعد یه ماشین اومد و جلوی اون ماشین رو گرفت .
ا.ت: آ..ر..ه.
جیمین : اون من بودم .
ا.ت: چی؟
ا.ت : یعنی چی ؟
جیمین : بعد ۲ سال رفتم داخل کما و تازه یک ماهه که اومدم بیرون و فکر میکردن اگر باهات سرد باشم بهتر باشه ولی نمیتونم .
ا.ت: تو چیکار کردی ؟
جیمین : کاری که لازم بود .
ا.ت: ببخشید .
جیمین : چرا ؟
ا.ت از بغل جیمین بلند شد و نشست روی مبل هنوز داخل شک بود که این همه اتفاق یک دفعه ایی افتاده .
ا.ت نشست روی مبل و جیمین کنارش .
جیمین: خوبی ؟
ا.ت: ....
جیمین : ا.ت یه چیزی بگو ؟
ا.ت: ......
جیمین : ا.ت .
ا.ت: ببخشید واقعا معذرت میخوام قول میدم از زندگیت برم و ازم خلاص بشی .
جیمین : ا.ت
ا.ت: ببخشید تقصیر من بود الان میرم ببخشید ببخشید.
جیمین ا.ت رو بلند کرد و نشوند روی پاهاش .
ا.ت: الان میرم ببخشید دیگه نمیام پیشت .
جیمین : اون بار بخاطر اینکه رفتی این بلا سر من اومد حالا نرو و ولم نکن تا همچی درست شه .
ا.ت: هوم .
جیمین ا.ت رو بغل کرد .
ویو ۵ مین بعد
جیمین و و ا.ت ار بغل هم جدا شدن و جیمین گفت
جیمین : دیگه کجات تتو داره ؟
ا.ت : .....
جیمین : ا.ت بگو عصبی نمیشم .
ا.ت: خب ....
جیمین : بگو دیگه
ا.ت: چند جایی ...
جیمین : چند تان ؟
ا.ت: حدودا چهار تا .
جیمین : [عصبی ]
ا.ت : گفتی عصبی نمیشی .
جیمین : چرا زدی ؟
ا.ت : خب خوشم میاد .
جیمین : راستشو بگو .
ا.ت : راستش همینه . [دروغه ضایع ]
جیمین: باشه. [شَک]
ا.ت: .....
جیمین : حالا من لباس از کجام بیارم .
ا.ت: خب یکم صبر کن الان یکی جور میکنم .
جیمین : باشه . ببینم چی میکنی .
ا.ت گوشیش رو برداشت و زنگ زد .
ا.ت: الو سوگمین.
[سوگمین بهترین دوست ا.ت بود ولی پسر بود ]
سومین: اوه ملکه .
ویو جیمین :
تا اسم یه پسر رو شنیدم فکم رو روی هم فشردم حالم اصلا خوب نبود دلم میخواست همین الان ا.ت رو بب.وس.م ولی نمیشد.
ا.ت: عزیزم .
سوگمین : باز چی میخوای ؟
ا.ت: عزیزم یک تیشرت برام دم در شرکت JK.JIMIN.V .
سوگمین: باشه ولی برا چی ؟
ا.ت: بیار بعدا میگم فعلا .
بوق .....
بوق ....
جیمین : گفت عزیزم .
واقعا خیلی حرص میخوردم نتونستم جلو خودمو بگیرم و ....
جیمین : ا.ت .....
اسلاید اول : چاقو های ا.ت
اسلاید دوم : تتو جیمین
ادامه دارد ......
ا.ت با چاقو تیشرت جیمین رو پاره کرد و تتو روی کمر جیمین نمایان شد .
ا.ت: هه دیدی گفتم عوضی .
جیمین : جونگ کوک تهیونگ برید بیرون .
تهیونگ : نمیشه .
جونگ کوک : .....
جیمین : گفتم برید بیرون .
تهیونگ : باشه .
تهیونگ و جونگ کوک رفتن بیرون و در اتاق رو بستن .
ا.ت: نمیخواستی بیشتر از این ضایع بشی جلوشون .
جیمین : ا.ت چت شده ؟
ا.ت خودش خیلی دلش پر بود و با این حرف ا.ت که خیلی آروم و ناراحت زدش بغضش رو ریخت بیرون و شروع کرد گریه کردن .
جیمین با همون وضع [منظور با تیشرت پارش ] رفت و ا.ت رو بغل کرد .
جیمین : عیب نداره .
ا.ت: چرا نیومدی دنبالم .
جیمین : بهت میگم یکم صبر کن .
ا.ت: پارک جیمین الان بگو .
جیمین پیشونیش رو زد به پیشونی ا.ت .
ا.ت از تعجب چشماش گرد شدن .
جیمین : دیگه نبینم بکی پارک جیمین .
ا.ت: چی بگم ؟
جیمین : بگو جیمین .
ا.ت: هوم حالا بگو .
جیمین : دو سال پیش دو هفته بعد از اینکه رفتی نزدیک بود تصادف کنی .
ا.ت: تو از کجا میدونی .
جیمین : بعد یه ماشین اومد و جلوی اون ماشین رو گرفت .
ا.ت: آ..ر..ه.
جیمین : اون من بودم .
ا.ت: چی؟
ا.ت : یعنی چی ؟
جیمین : بعد ۲ سال رفتم داخل کما و تازه یک ماهه که اومدم بیرون و فکر میکردن اگر باهات سرد باشم بهتر باشه ولی نمیتونم .
ا.ت: تو چیکار کردی ؟
جیمین : کاری که لازم بود .
ا.ت: ببخشید .
جیمین : چرا ؟
ا.ت از بغل جیمین بلند شد و نشست روی مبل هنوز داخل شک بود که این همه اتفاق یک دفعه ایی افتاده .
ا.ت نشست روی مبل و جیمین کنارش .
جیمین: خوبی ؟
ا.ت: ....
جیمین : ا.ت یه چیزی بگو ؟
ا.ت: ......
جیمین : ا.ت .
ا.ت: ببخشید واقعا معذرت میخوام قول میدم از زندگیت برم و ازم خلاص بشی .
جیمین : ا.ت
ا.ت: ببخشید تقصیر من بود الان میرم ببخشید ببخشید.
جیمین ا.ت رو بلند کرد و نشوند روی پاهاش .
ا.ت: الان میرم ببخشید دیگه نمیام پیشت .
جیمین : اون بار بخاطر اینکه رفتی این بلا سر من اومد حالا نرو و ولم نکن تا همچی درست شه .
ا.ت: هوم .
جیمین ا.ت رو بغل کرد .
ویو ۵ مین بعد
جیمین و و ا.ت ار بغل هم جدا شدن و جیمین گفت
جیمین : دیگه کجات تتو داره ؟
ا.ت : .....
جیمین : ا.ت بگو عصبی نمیشم .
ا.ت: خب ....
جیمین : بگو دیگه
ا.ت: چند جایی ...
جیمین : چند تان ؟
ا.ت: حدودا چهار تا .
جیمین : [عصبی ]
ا.ت : گفتی عصبی نمیشی .
جیمین : چرا زدی ؟
ا.ت : خب خوشم میاد .
جیمین : راستشو بگو .
ا.ت : راستش همینه . [دروغه ضایع ]
جیمین: باشه. [شَک]
ا.ت: .....
جیمین : حالا من لباس از کجام بیارم .
ا.ت: خب یکم صبر کن الان یکی جور میکنم .
جیمین : باشه . ببینم چی میکنی .
ا.ت گوشیش رو برداشت و زنگ زد .
ا.ت: الو سوگمین.
[سوگمین بهترین دوست ا.ت بود ولی پسر بود ]
سومین: اوه ملکه .
ویو جیمین :
تا اسم یه پسر رو شنیدم فکم رو روی هم فشردم حالم اصلا خوب نبود دلم میخواست همین الان ا.ت رو بب.وس.م ولی نمیشد.
ا.ت: عزیزم .
سوگمین : باز چی میخوای ؟
ا.ت: عزیزم یک تیشرت برام دم در شرکت JK.JIMIN.V .
سوگمین: باشه ولی برا چی ؟
ا.ت: بیار بعدا میگم فعلا .
بوق .....
بوق ....
جیمین : گفت عزیزم .
واقعا خیلی حرص میخوردم نتونستم جلو خودمو بگیرم و ....
جیمین : ا.ت .....
اسلاید اول : چاقو های ا.ت
اسلاید دوم : تتو جیمین
ادامه دارد ......
- ۱۴.۱k
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط