آروم جونم از وقتی که ترا دیدم پریدن را بلد شدم..پریدن تا
آروم جونم از وقتی که ترا دیدم پریدن را بلد شدم..پریدن تا اوج آسمان اغوش ات..من به تو تا نفس دارم مدیونم..
من روز خویش را
با آفتاب روی تو
کز مشرق خیال دمیدهست
آغاز میکنـــم
مـــن با تـــو
مینویسم و میخوانم
من با تو راه میروم و حرف میزنم
و ز شوق این محــــال
که دستم به دست توست!
من، جای راه رفتــــن
پرواز می کنـــــم!
من روز خویش را
با آفتاب روی تو
کز مشرق خیال دمیدهست
آغاز میکنـــم
مـــن با تـــو
مینویسم و میخوانم
من با تو راه میروم و حرف میزنم
و ز شوق این محــــال
که دستم به دست توست!
من، جای راه رفتــــن
پرواز می کنـــــم!
- ۶۱۹
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط