{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز خویش را

روز خویش را
با آفتاب روی تو
کز مشرق ،خیال دمیده است
آغاز می کنم
من با تو می نویسم ومی خوانم،
من باتو راه می روم وحرف می زنم،
وز شوق این محال
که دستم به دست توست
من جای راه رفتن
پرواز می کنم ...!
دیدگاه ها (۰)

🌱بِـخندخنده هات قشنگهحواست باشه این وسطایه دل هست که تو صاحب...

پنجشنبه آمد...تا آلبوم خاطرات را باز کنیم و فاتحه ای بخوانیم...

پارت ۱۹:بی دقدقه"همان روز بود که متوجه نوری در چشمانش شدم"(س...

رمان پارت ۱۰ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک هشدار این پارت اسمات د...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط