🐿: وقتی به ژاپن پرواز داشتم،(ینی ۱۵ اوریل )

🐿: وقتی به ژاپن پرواز داشتم،(ینی ۱۵ اوریل )
بهم خبر دادن که مادربزرگ مادریم که طی زمانی بزرگم کرده بود، از دنیا رفته.. خیلی گیج و سردرگم بودم، ولی همه ی مدت در کنار اعضا بودن و حالا که اینجا کنار همه و آرمیا هستم، یکم حالم بهتر شده.:(🫂😭

امروز هوبی تو سخنرانیش گفت که یه فقدان بزرگ رو تجربه می‌کنه مادربزرگش که از کودکی اون رو بزرگ کرده و همیشه از اون حمایت می‌کرد، از دنیا رفته
دیدگاه ها (۰)

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۸جونگکوک که با شنی...

🎤~اجرای بی‌نقص و هماهنگی خیره‌کننده‌ی بی‌تی‌اِس در تور ARIRA...

رمان اسیر خان پارت نوزدهم ۱۹

پارت ۲۷ هواپیمای سئول بالاخره به زمین نشست. وقتی حسنا پله‌ها...

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

پیام هانیییی

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

‍خلاصه لایو تولد نامجون(pt²):🐨:الان ۳۲ سالمه. وقتی برای اولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط