داستان درباره ی
داستان درباره ی
نیکس دختر ۱۹ ساله ای که خانواده پولداری داره ولی تو خانوادشون چیزی به نام عشق و محبت وجود نداره.فقط کار.برای همینم با اون پولی که از خانوادش بهش رسید تصمیم میگیره خونه ی جدا بگیره و برای خودش زندگی ای بر پا کنه.عاشق موتور سواری و خوشگذرونیه و شب هاشو تو کلاباهای معروف سر میکنه تا خواننده ی مورد علاقشو ببینه.
ویکتور پسر ۳۰ ساله ای که از طرف خانوادش طرد شده چون بجای اینکه راه پدرشو ادامه بده عاشق خوانندگی و نوازندگی بود.برای همین خونه رو ترک کرد و رفت داخل کلابای شهر خوند تا معروف شد و حالا اسم و رسمی داره برای خودش.موتور سواره و تو مسابقه های غیر مجاز شرکت داره.سیگاریه و با بقیه مهروبونه ولی به وقتش که اعصبانی بشه بدجور پارت میکنه.
نیکس دختر ۱۹ ساله ای که خانواده پولداری داره ولی تو خانوادشون چیزی به نام عشق و محبت وجود نداره.فقط کار.برای همینم با اون پولی که از خانوادش بهش رسید تصمیم میگیره خونه ی جدا بگیره و برای خودش زندگی ای بر پا کنه.عاشق موتور سواری و خوشگذرونیه و شب هاشو تو کلاباهای معروف سر میکنه تا خواننده ی مورد علاقشو ببینه.
ویکتور پسر ۳۰ ساله ای که از طرف خانوادش طرد شده چون بجای اینکه راه پدرشو ادامه بده عاشق خوانندگی و نوازندگی بود.برای همین خونه رو ترک کرد و رفت داخل کلابای شهر خوند تا معروف شد و حالا اسم و رسمی داره برای خودش.موتور سواره و تو مسابقه های غیر مجاز شرکت داره.سیگاریه و با بقیه مهروبونه ولی به وقتش که اعصبانی بشه بدجور پارت میکنه.
- ۴۳۳
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط