{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳۳

پارت ۱۳۳


-چیکار نکردی، توهم اینقدر واسه من زبون درازی نکن، وگرنه شب عروسیمون خراب میشه

+به هر حال من اشتباهی نکردم ، تازشم شب عروسیمون وقتی خراب شد که با دهن پر خون نشوندیم پای سفره عقد

-خفه شو دهنتو ببند تا سومیشو نزدم

+دیگه چی؟ چیکارمی مگه ؟ بابامی ، داداشمی ، شوهر..
-اره شوهرتم
نفس حرصیم رو بیرون فرستادم که پوزخندی زد
- دیگه نمیتونی بگی مگه شوهرمی اره؟...

~ اینقدر عروس خانم خوشگلمونو عصبانی نکن داداش... یهو دیدی کشتت ، اون عجوبه ای که من تو بچگی دیدم ازش هرکاری بر میاد

-تو منو از کجا می‌شناسی اصلا ؟

~ وای...قلبم...دارم میمیرم، تو منو یادت نمیادددد؟؟؟ من ، سوجون رو یادت نمیاد وای وای

-پس نیوفتی حالا ، اونموقع چهارسالش بیشتر نبود حالا توی نره خرو از کجا بشناسه

~ باهات قهرم عروس خانوم ، دیگه باهات حرف نمیزنم ، حیف روزایی که باهات بازی میکردم...

+ خب بگو کی هستی دیگه ، شاید یادم اومد..

~اگه هیون بزاره باهام بیای بهت میگم

-اصلا فکرشم نکن

~ هیون خواهششش
- یبار دیگه هیون صدام زدی من میدونمو تو سوجو
~ مثلا میخوای چیکار کنی؟ به قول عروس خانوم مگه چیکارمی؟ بابامی ، داداشمی ، شوهرمی ؟


یه شخصیت جدید داریم ،شخصیته خیلی بامزه و طنزیه بنظرتون چه نسبتی باهاشون داره که اینقدر خوب میشناستشون؟🤔😂
دیدگاه ها (۳۸)

پارت ۱۳۴ـــــــــــــــ+خب نمیخوای بگی کی هستی؟~ من پسر هوان...

پارت ۱۳۵+راجب رابطش با جولیا چی میدونی؟~ اسمشو نیار ، حالم ا...

پارت ۱۳۲~چه غلطی کردن این اقا بزرگ؟- یه غلط خیلی بزرگ... همچ...

پارت ۱۳۱لبخندی زد و روبه هیون کرد و به شوخی گفت :~ انگار بهش...

این پایینو ببینن🎀🐥عروسک من 😈🔞پارت بیست و شش چنگی به گردنش زد...

فیک تهیونگ

☆عشق اجباری من✧P4ویو جونگ کوکداشتم با سورا حرف میزدم نمیدونم...

برده عمارت جئون

عشقی حقیقی

Heir of Light and Darknesspart : 3سه روز بعد. تهیونگ با اجبا...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط