☆مرگ یا عشق☆ part²⁸

ا.ت:.............. (قضیرو تعریف کرد )
جیمین:وات د فااااا
ا.ت:کمکم میکنی؟؟
جیمین:معلومه ک کمکت میکنم

ویو جیمین
یسسسسس اونا عاشق هم نیستن. و منننن قراره با ا.ت ازدواج کنممممم یسسس یسسسس یسس یسسس
ممکنه ا.ت‌عاشقم نباشه ولی من خیلی دوسش دارم و الان دارم با عشقم ازدواج میکنممم
جیمین:خب حالا کی هس؟
ا.ت:هرچی زود تر بهتر. کوک هم رفته ب پسرا بگه
جیمین:اوک
ا.ت:میدونم برات سخته. ازت ممنونم ک بخاطر من همچین کاری میکنی
رفتم جلو و بغلش کردم
جیمین:قول میدم شوهر خوبی بشم*پاره شدن
ا.ت:........*جررررررررر خوردن

ویو کوک
حالا چجوری بهشون بگم هوفف
کوک:پسرااا.
همه برگشتن سمت من
کوک:ا.ت......
تهیونگ:تو و ا.ت عاشق هم نیستین
کوک:درسته. اما.....
تهیونگ:چشمات هیچوقت دروغ نمیگه
کوک:ا.ت و جیمین دارن باهم ازدواج میکنن
جیهوپ:هاااااااا¿?
کوک: خب......(قضیرو تعریف کرد )
جین:از فیلم اکشن هم باحال تره
شوگا:میشه ازش ی رمان نوشت(رمان از زندگی واقعی افراد نوشته میشه)(محض اطلاع گفتم)
جیمین:ما اومدیم
جین: لیلیلیلیلی. بادا بادا مبارک بادا. ایشا الله مبارک بادا
ا.ت:....*خنده
نامجون:عروسی کی هس ؟؟
ا.ت:ب احتمال زیاد چن روز دیگ
تهیونگ:باید لباس بخریم لباس عروس از همه مهم تره
ا.ت:اره
کوک:فردا میریم می‌خریم امروز رو استراحت کنین. پس فردا هم تمرین داریم. ا.ت هم با ما تمرین میکنه

لایک نمیکنی🥺
.
.
.
.
🧀میخوری
🔪🔪🔪🔪
دیدگاه ها (۰)

ادامه قبلی

My Boy❄

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

Part:۲۰

رمان: رفتار سرد .معرفی نامه .ژانر : عاشقانه / کمی اسم*ات / ف...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

رمان: رفتار سرد

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط