MY BOXER BABY 5

part 5. my Boxer BABY 5
_________________________________________
جونگکوک:کنار من بمون..حتی لحظه ای فکر نکن که دور بشی..
نوا:چرا؟
جونگکوک:چون من میگم
نوا:دلیل قانع کننده ای بود...باشه
.......
جونگکوک و نوا وارد سالن شدن..جونگکوک بدون توجه به کسی نوا رو به سمت خلوت تر سالن برد
....
جونگکوک:نوشیدنی میخوای؟
نوا:آره..ممنون میشم
جونگکوک:از اینجا تکون نخور
...
جونگکوک رفت تا نوشیدنی بگیره اما بار زیادی شلوغ بود پس نوا باید حالا حالا ها تنها می‌ماند...بعد از چند دقیقه نوا دوباره سرگیجه گرفت...و سریع به سمت دستشویی رفت...هیچ کسی داخل نبود
چشمای نوا درست نمیتونست ببینه ولی متوجه باز و بسته شدن در شد و بعد از اون سیاهی....
(ویو جی کی)
با نوشیدنی برگشتم پیش نوا ولی اونجا نبود...لعنتی..بهش گفتم تکون نخوره..ممکنه کجا رفته باشه؟ دختره ی وزه..
رفتم سمت دستشویی و همون لحظه مردی با ماسک مشکی با دختری روی شونه هاش از دستشویی بیرون اومد...برای لحظه ای دیگه هیچی نفهمیدم...چشمام از عصبانیت و مالکیت سیاه سیاه شد...نوشیدنی رو انداختم زمین و دویدم سمت مرد...دیگه هیچی مهم نبود...فرشته کوچولوی من بیهوشه، روی شونه مرد غریبه؟!..اصلا ...
.....
جونگکوک مشتی نسار روی مرد کرد و قبل از افتادن نوا اون رو گرفت
..
جونگکوک:نوا؟ خواهش میکنم بیدار شو!..برای چی بهم گوش ندادی؟؟
نوا:همممم
جونگکوک:شششش من اینجام...تو جات پیش من امنه....
_________________________________________
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ماشین جلوی ساختمون بزرگی ت...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۰: طوفانی در سالنِ دانشگاهب...

شاگرد لوس من

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗ویو اِریامرد دستش رو داخل کت برد.اِریا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 209♡⁠。⁠)شام سرو...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 15جین چند لحظه ساکت موندجین:مطمئنه قب...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط