{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن که باشی

زن که باشی
.
عاقبت یک جایی… یک وقتی… بقول شازده کوچولو دلت اهلیه یک نفر میشود
.
و دلت برای نوازش هایش تنگ میشود…
.
حتی برای نوازش کردنش… و تو می مانی و دلتنگی ها
.
تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تندتر میتپد، سراسیمه میشوی، بی دست و پا میشوی،
.
دلتنگ میشوی…دلواپس میشوی، دلبسته میشوی،
.
میفهمی
.
نمیشود… نمیشود زن بود و عاشق نبود
.
دست خودت نیست… زن که باشی
.
گاهی دوست داری تکیه بدهی ، پناه ببری ، ضعیف باشی
.
دست خودت نیست ، گهگاه حریصانه بو میکنی دستهایت را
.
شاید عطر تلخ و گس مردانه اش … لای انگشتانت باقی مانده باشد
.
دست خودت نیست
.
زن که باشی
.
گاهی رهایش میکنی و پشت سرش آب میریزی
.
و قناعت میکنی به رویای حضورش
.
به این امید که او خوشبخت باشد…
.
دست خودت نیست… زن که باشی … همه دیوانگی های عالم را بلدی…!!!
دیدگاه ها (۱)

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

زن که باشی ترسهای کوچکی داری! . از کوچه های بلند، از غروبهای...

من زنم … دست خودت نیست زن که باشی گاهی دوست داری تکیه بدی پن...

من زنم …دست خودت نیستزن که باشیگاهی دوست داری تکیه بدیپناه ب...

.من زنمدست خودت نیستزن که باشیگاهی دوست داری تکیه بدیپناه بب...

من زنم …دست خودت نیستزن که باشیگاهی دوست داری تکیه بدیپناه ب...

زن که باشی... ترس های کوچکی داری... از کوچه های بلند، از ...

من زنم … دست خودت نیست زن که باشی گاهی دوست داری تکیه بدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط