پارت ۳۲
زنگ اتمام کلاس می خوره و وقت ناهاره. برای ناهار، از این پلو ها هست که لقمه میشه توش گوشت داره؟ نمی دونم اسمشون چیه ولی از اونا می خورم.
طبق معمول هم بعد از ناهار با آلمایت کلاس داریم. بابا آخه بعد ناهار آدم فقط باید بخوابه. بعد حالا فرض کن کلاس ورزش هم داشته باشی. قشنگ زندگی عنی میشه.
وقتی وارد رختکن میشم می بینم اونجا خالی خالیه. اصن پرنده پر نمی زنه. چیشده؟ نکنه من خیلی زود اومدم؟ به هرحال، مهم نیس. لباسم و عوض می کنم و میرم سر تمرین. همه که اونجان. نکنه من دیر کردم؟ ای وای.
- خب ری جوان تا حالا کجا بودی؟ چرا انقد دیر کردی؟ مجبورم ۵۰ تا شنا سوئدی جریمت کنم.
ای بر پدرت لعنت. ناهارم و کوفتم کردی. کاش اون شب پدربزرگت خواب می موند نسلتون منقرض میشد پیرمرد.
بعد از رفتن ۵۰ تا شنا سوئدی توی ۵ تا ست ۱۰ تایی میرم یه خورده آب می خورم. با اینکه توی سالن هستیم ولی فقط کافیه تو این هوای برفی یه خرده عرق کنی تا دو ماه مریض و سرما خورده باشی.
تمرین های بعدی بیشتر وزنه زدن و استقامت هستن که پدر آدم و در میارن. الان کل بدنم درد میکنه. تجربه دارم. اگه الان خوب سرد نکنم تا سه هفته طوری راه خواهم رفت که انگار ... بیخیال. خلاصه خیلی سختی میکشم پس بهتره خوب سرد کنم.
بعدش وسیله هام و جمع می کنم و میرم توی رختکن. یه دوش می گیرم و لباس فرمم با یه لباس گرم می پوشم تا راه بیفتم سمت خوابگاه. کلاسای بعدازظهر مخصوصا اگه با آلمایت باشه خیلی تخمیه.
اینم از اتاق قشنگم. تخت عزیزم، قربونت برم من که انقد تو جذابی. بعد از ۶ ساعت خوابیدن روی تخت عزیزم بیدار میشم. یه خیار سبز و یه گوجه با نمک می زنم بر بدن و میرم سراغ تکالیفم. تکالیفم و که انجام دادم بازم دلم می خواد بخوابم پس همینکار و می کنم. آخ که چقد من عاشق خوابیدنم.
طبق معمول هم بعد از ناهار با آلمایت کلاس داریم. بابا آخه بعد ناهار آدم فقط باید بخوابه. بعد حالا فرض کن کلاس ورزش هم داشته باشی. قشنگ زندگی عنی میشه.
وقتی وارد رختکن میشم می بینم اونجا خالی خالیه. اصن پرنده پر نمی زنه. چیشده؟ نکنه من خیلی زود اومدم؟ به هرحال، مهم نیس. لباسم و عوض می کنم و میرم سر تمرین. همه که اونجان. نکنه من دیر کردم؟ ای وای.
- خب ری جوان تا حالا کجا بودی؟ چرا انقد دیر کردی؟ مجبورم ۵۰ تا شنا سوئدی جریمت کنم.
ای بر پدرت لعنت. ناهارم و کوفتم کردی. کاش اون شب پدربزرگت خواب می موند نسلتون منقرض میشد پیرمرد.
بعد از رفتن ۵۰ تا شنا سوئدی توی ۵ تا ست ۱۰ تایی میرم یه خورده آب می خورم. با اینکه توی سالن هستیم ولی فقط کافیه تو این هوای برفی یه خرده عرق کنی تا دو ماه مریض و سرما خورده باشی.
تمرین های بعدی بیشتر وزنه زدن و استقامت هستن که پدر آدم و در میارن. الان کل بدنم درد میکنه. تجربه دارم. اگه الان خوب سرد نکنم تا سه هفته طوری راه خواهم رفت که انگار ... بیخیال. خلاصه خیلی سختی میکشم پس بهتره خوب سرد کنم.
بعدش وسیله هام و جمع می کنم و میرم توی رختکن. یه دوش می گیرم و لباس فرمم با یه لباس گرم می پوشم تا راه بیفتم سمت خوابگاه. کلاسای بعدازظهر مخصوصا اگه با آلمایت باشه خیلی تخمیه.
اینم از اتاق قشنگم. تخت عزیزم، قربونت برم من که انقد تو جذابی. بعد از ۶ ساعت خوابیدن روی تخت عزیزم بیدار میشم. یه خیار سبز و یه گوجه با نمک می زنم بر بدن و میرم سراغ تکالیفم. تکالیفم و که انجام دادم بازم دلم می خواد بخوابم پس همینکار و می کنم. آخ که چقد من عاشق خوابیدنم.
- ۳۲۰
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط