{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p59
مثلا جمله هایی از قبیله:« خب چه سودی برای من داره؟»
و جونگکوک در عوض گفته بود:« میتونی نوشته ی داخل حلقه‌ات رو بخونی.. »
تهیونگ همچنان لجبازی میکرد:«‌ خب میزنم گوگل ترنسلیت، بیکارم مگه؟ چرا به خاطر یه جمله باید یک زبان رو کامل یاد بگیرم؟»
اما جونگکوک با صبر و حوصله بهش توضیح داد و گفت:« وقتی خودت بتونی بخونیش لذتش‌ چند برابره. »
و حالا امروز، جونگکوک گفته بود آخرین قطعه ی پازل رو دو دستی تقدیمش می‌کنه. یعنی آخرین جلسه ای بود که فشرده فرانسوی کار میکردن و بعد از این تهیونگ می‌تونست نوشته ی داخل حلقه‌اش رو بخونه.
از تهیونگ قول گرفته بود که تا اخرین جلسه ی فرانسویشون حلقه رو از دستش در نیاره..
دروغ چرا؟ تهیونگ تا حالا نزدیک به سه بار وسوسه شده بود قولشون رو بشکنه... اما در نهایت، به تلاش های جونگکوک‌ برای یاد دادن به تهیونگ فکر میکرد و از کارش دست میکشید.
درست زمانی که ترکیبی از قهوه ای بژ و خاکستری وسوسه‌اش میکرد که قولش رو بشکنه، نگاه طلایی رنگ و درخشان جونگکوک جلوی چشمش میومد باعث میشد از این کار دست بکشه.


حلقه رو از دستش بیرون کشید. بعد از ۳ ماه فشرده فرانسوی کار کردن، بی صبرانه منتظر پاداشش بود.
نقره ی توی دستش، حسابی سرد بود. اما تهیونگ بی اهمیت نسبت به سرمای نوک دستاش انگشتر رو محکم بیرون کشید. جوری که رد قرمزی روی دستش موند.
هاله‌اش زرد درخشان شده بود. درست مثل لبخندش، درخشان.
چشم هاش رو نیمه باز کرد. واقعا پاداشش انقدر سریع تموم میشد؟
اهمیتی نداد.
داخل حلقه رو نگاه کرد.
همون حروف گرد فرانسوی، این بار آشنا تر.
خنده ی روی لبش مثل هاله‌اش پر رنگ تر شد.
زیر لب زمزمه کرد:« رنگ زندگیه خاکستریم، کیم تهیونگ. »
THE END
دیدگاه ها (۶۹)

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p10جونگکوک از زیر چشم نگاهی به آبنبات قرمز رنگ بی...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

پارت ۶ساعت ۹ و ۶ دقیقه ی شب_نویسنده "کارن":بعد از اون اتفاق ...

#pain#P¹¹¹#Season²_ کجا داری میری، برسونمت. + جایی نمیرم اگر...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p5جونگکوک خیلی زود جای خودش رو به سوک‌هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط