[سناریو]

[سناریو]
موضوع:: وقتی برادر رفیقتن و تو میری خونه ی اونا (روت کراشن)


🐨::(استرس داشت) سلام خانم خانما خسته نباشی<³


🐹::خوش اومدی فسقلی براتون کلی غدا درست کردم:))


🐱::(به ظاهر براش اهمیت نداشت ولی ته دلش خیلی خوشحال بود) خوش اومدی ا/ت بیا تو😊


🐿::(خیلی خوشحال بود که داری میای) وایییییییییییی ا/ت خیلی خوش اومدییییییییییییییی بیا توووووووووووو^_^


🐥::(به هر بهونه ایی میومد تو اتاق تا تورو ببینه:)


🐻::(یه گوشه تنها گیرت میاره) رک و پوس کنده بهت میگم.....من دوستت دارم ا/ت. حاضری تمام زندگی من بشی؟


🐰::(تازه از باشگاه اومده بود و نمیدونست تو قراره بیای) عه ا/ت تویی خوش اومدی
(برای آب خوردن میای آشپزخونه و اونو میبینی) هوم خیلی خوشگل شدی . اجازه میدی این خوشگلی فقط برا من باشه؟


نظر؟:))))
دیدگاه ها (۰)

سناریو مایکی پارت ۲

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

بلیم ✨🥺؟بلیممممم 🌺🔮Part:5ویو «تهیونگ»که بعد نیم ساعت اومد پا...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط