در گلویم یک زمستان برف جا خوش کرده‌است

در گلویم یک زمستان برف جا خوش کرده‌است
گریه می‌خواهد مرا دست تو بسپارد ببین!

آسمان دارد گل دلشوره اما نیستی
بی تو می‌خواهد نگاهم زخم بردارد ببین!

#غلامرضا_بروسان
دیدگاه ها (۲)

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

عشق یعنی این

موسیقی

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

قسمت ۷

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

و قلبم دوباره تپیدpart: 7 ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

خواستم بگم ۵ روز دیگه سالگرد سولیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط