{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسري عاشق دختري شده بود ولی دختر هميشه به او جواب رد ميدا

پسري عاشق دختري شده بود ولی دختر هميشه به او جواب رد ميداد! يک شب پسر تصميم گرفت عشق خودش را به دختر ثابت کند به دختر گفت: يا مال من باش يا خودکشي ميکنم! دختر سر حرفش بود و باز هم جواب منفی داد ... پسر بعد از شنيدن جواب منفي به خودش بنزين تزريق کرد و تا چند هفته به کما رفت. بعد از مدتها بهوش آمد و در همان لحظات اولیه پس از به هوش آمدن دختر را بالاي سرش ديد که به ملاقاتش آمده بود اما....... عشق آن پسر به نفرت تبديل شده بود .چاقوي جراحي را برداشت تا دختر را بکشد در راهروی بيمارستان دنبال دختر ميدويد تا اینکه در انتهای سالن بيمارستان دختر را گرفت....... آقا.... چشمتون روز بد نبینه تا چاقو جراحي رو برد بالا که بزنه به قلب دختره يهو پسره بنزين تموم کرد!!!! حالا پمپ بنزينم اون نزديکيا نبود هيچي ديگه..... هيچکسم تو اين گروني بهشون بنزين نداد دختره خيلي شانس آورد ....... خلاصه .....اگه فحش بدی..
دیدگاه ها (۹)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

پسري عاشق دختري شده بود ولی دختر هميشه به او جواب رد ميداد! ...

پسري عاشق دختري شده بودولی دختر هميشه به او جواب رد ميداد!يک...

پسري عاشق دختري شده بودولی دختر هميشه به او جواب رد ميداد!يک...

پسری عاشق دختری بود دختر همیشه به او جواب رد میداد ..یه شب پ...

پسري عاشق دختري شده بودولی دختر هميشه به او جواب رد ميداد!يک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط