ظهور ازدواج )

ظهور ازدواج )
( فصل سوم ) پارت ۵۶۰

کنار در بی اختیار و خيلي خسته خوابم برد.. با صدای زنگ گوشیم وحشت زده از خواب پریدم و از شدت گردن درد نتونستم تکون بخورم اخ.. همونجور کنار دز و نشسته روی زمین خوابم برده بود و تمام بدنم کوفته شده بود. داغون صورتمو تو هم کشیدم و خواب آلود دستمو به گردنم گرفتم. گوشیم داشت خودشو میکشت.. نگران و مضطرب از جیبم درش اوردم

نگران و مضطرب از جیبم درش اوردم.. یه شماره ناشناس بود. يعني كيه؟ چشمامو باريك كردم و جواب دادم: بله. صداي مردونه غريبه اي اومد که مودبانه گفت: سلام خانوم بيكر.. من ;اليور ماتيس ;وکیل; اقاي; ترینر هستم.میخواستم اگه براتون ممکنه امروز ببینمتون ضربان قلبم شديداً بالا رفت و وحشت زده و تند بلند شدم و لرزون گفتم وکیل جیمین؟ وكيله بله... امروز میتونیم همو ببینیم؟ واي خداا... براي طلاق؟ نکنه جیمز یه راه دیگه پیدا کرده که طلاقم بده؟ نفسم بند اومد و اشک تو چشمم جمع شد و به زور گفتم در چه مورد؟ و مضطرب ناخونم رو به دندونم گرفتم وكيله جدي گفت اجازه بدین حضوري عرض میکنم... واقعا یه خبريه.. چشمامو بستم که اشکم جاري شد و به زور سرمو تکون دادم و گفتم بسیار خب هر جایی که شما تعیین کنین... وكيل ممنونم.. من ادرس به کافي شاپ رو براتون اسمس میکنم که تا يك ساعت دیگه اونجا باشین.. خوبه؟ درمونده گفتم بله...میبیمتون و با دستاي يخ زده گوشی رو قطع کردم. براي طلاقه نه؟ میخواد کارهای طلاق رو انجام بده. میخواد راضیم کنه امضاش کنم. پردرد دستمو به دهنم گرفتم. يعني جیمین هم مياد؟ کاش بیاد من هیچی رو امضا نمیکنم.. نمیخوام پاي حکمي رو امضا کنم که دلم باهاش نیست.. نمیتونم. بيجون رفتم حمام.. دوشی گرفتم و با ذهن و قلبی درگیر لباس پوشیدم ادرسي رو برام اسمس کرده بود.
دیدگاه ها (۴)

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

دیو و دلبر پارت ۱۳ با لبخند گرمی رفتش بیرون گوشی در دستم  بو...

چند پارتی (درخواستی)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . ._آر...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

مهمونی خطرناکپارت=22به سمت سالن غذا خوری رفتیم و پشت میز نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط