︎━━━

︎━━━

🪖-| ترجمه خلاصه لایو ترخیص جونگ‌کوک و جیمین

🐰 من می‌تونستم خیلی بیشترم منتظر آرمی‌ها بمونم
🐣 ما اینو بارها گفتیم، شبای زیادی بود که خوابمون نمی‌برد
🐰 تو اون شب‌ها، می‌زدیم بیرون و می‌گفتیم: "خب حالا چی کار کنیم؟"
🐣 آره، می‌گفتیم چی کار کنیم؟
🐰 کلی در مورد تمرین حرف زدیم
🐣 درباره‌ی اینم حرف زدیم که چه سبک موزیکی خوبه، چی می‌تونه جالب باشه

[بعد جونگ‌کوک گفت: عیبی نداره، جیمین خودش بهترینه! جیمینم تعریف می‌کرد که چون خیلی تلاش می‌کرد، یه نفر بهش گفته بود: هیونگ، یادت نره تو شغل اصلیت سلبریتی‌ بودنه! و خودش می‌گفت چون اونجا مثل یه خانواده شده بودیم، حس می‌کردیم داریم تو جمع خودمون زندگی می‌کنیم، نه مثل آدم معروفا.]

🐰 ما استرس نداریم، فقط یه جورایی هنگیم الان
🐣 آره بیاید بریم سراغ کامنتا
🐰 راستی، بینایی من بدتر شده

🐰 خیلی به همه چیز فکر کردیم.
🐣 هی می‌گفتیم "وقتی همه‌مون جمع شیم، خیلی حال می‌ده"، "کار کردن باهم خیلی باحال می‌شه"، از این چیزا زیاد گفتیم.
🐰 آره.
🐣 وقتی احساساتی می‌شدیم... البته این روزا زیاد احساساتی نمی‌شیم، نه؟
🐰 من یه‌کم جدی‌تر شدم.
🐣 من زیاد احساساتی نمی‌شم، ولی وقتایی که نمی‌تونیم بخوابیم و تا صبح زود باهم حرف می‌زنیم، چیزایی که دلمون می‌خواد بگیم، یهو همش میاد بیرون و فرداش می‌نویسیمشون.

🐣 درسته که باید وزن کم کنیم، ولی یه جوریایی فکر کنم سالم‌تر هم شدیم، نه؟
🐰 به نظرم این‌طوری نیست...
🐣 😶
🐰 هست؟
🐣 😶
🐰 نمی‌دونم واقعا سالم‌تر شدم یا نه...
🐣 همین صداقتت هم خودش قشنگه.
دیدگاه ها (۲)

عشق عینهو جنگ میمونه

💚زندگی آنجا بود که نگران بودیم، برایاتفاقی که هرگز نمی‌افتاد...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴⁰ویو میکا_____سکوت سنگی...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

جی و جونگوون هم لایو بودن و درمورد فن‌میتینگ 2027 انهایپن و ...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

جرئتی که حقیقت شدپارت ۵آخرین دور، یکی از پسرها گفت: «حقیقت ...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

پارت ۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط