زود تموم میشه. ..

زود تموم میشه. ..

دستاش میلرزید
میترسید
دستاشو محکم گرفته بودو میگفت
چیزی نمیشه عزیزم باید انجامش بدیم تا بیشتر عاشقِ هم بشیم , زود تموم میشه
آخه. .
اِ اِ اِ دیگه آخه نداره زود باش
دختر ترسیده بود ولی ترسِ از دست دادنش بیشتر اذیتش میکرد
با خودش میگفت منو میگیره شوهرمه اشکال نداره تازه اینجوری بیشتر عاشقم میشه
راضی شدو. . .
تمام شد همون طور که پسر میگفت زود هم تموم شد ولی همه چیز! هرچیزی که بینشون بود
دختر عاشق تر شده بود ولی پسر. . .
پاشو پاشو جم کن خودتو رفت لبِ پنجره و یه نخ سیگار روشن کرد
میبینی شهرو؟ پر از امثالِ تو شده
مگه من چِمه عشقم؟
عشقم؟؟ هِه بدو باو عشقمِ انِ؟
تو اگر پاک بودی من خودمم میکشتم تن به این کار نمیدادی! پس تنت میخاره دیگه! من یه همچین کسی رو به عنوانِ عشق قبول ندارم!. . .
دختر که دیگه بدنش نمیلرزید آروم زیرِ لب زمزمه کرد
راست میگفت زود تموم میشه زود تموم شد. . .
دیدگاه ها (۱)

سناریو هانما پارت۱

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو خط قرمز پارت ۲

P15وقتی از رینو خداحافظی کرد داشت سمت مخالف می‌رفت که کنارش ...

دختر تنها {2}

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_47دستشو گرفتم کشیدمش بیرون ت...

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط