تا نوایت با نوایم ساز شد

تا نوایت با نوایم ساز شد
جمله هایم یک به یک آواز شد
ای که در من ریشه داری آی تو
غنچه گلها در درونم باز شد
تا که تو وارد شدی بر قلب من
شاعرانه زندگی آغاز شد
عاشقانه می نویسم بهر تو
معنی شعرم به سان راز شد
شور هستی تو دمیدی در دلم
چشم من هم با نگاهت ناز شد
خوب من با من بمان تا وقت مرگ
جان من با جان تو همساز شد
دیدگاه ها (۱۸)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

تا نوایت با نوایم ساز شدجمله هایم یک به یک آواز شدای که در م...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

...با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان ب...

:با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگی...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط