My dady
My dady
پارت⓪①
تهیونگ: بدهکارم که شدیم «پوزخند»
لی گیهو: باید یه چیزی گیرم بیاد اون خیلی با ارزشه
تهیونگ: عه حالا که حرف پول شد، همونی که میگفتی بمیره هم مهم نیست، با ارزش شد؟ جالبه، خیلی جالبه
لی گیهو: اره الان با ارزشه
تهیونگ: دو سه روز دیگه میبرمش
لی گیهو: پول من یادت نره
«ویو تهیونگ،4روزبعد»
بعد از چند وقت پامو گذاشتم داخل بار بک هیون
بک هیون: اووو پسرعمو، خوش اومدی، بالاخره یه سر به ما زدی
تهیونگ: چیکارم داشتی «سرد»
بک هیون: هییی انقد سرد نباش رفیق
تهیونگ: کارتو بگو
بک هیون: خیله خوب، باشهه، یه عروسک زیبا دارم، میخوای ببینیش؟!
تهیونگ: هه شوخیت گرفته
بک هیون: دختره پا نمیده،گفتم بیای برام جورش کنی
تهیونگ: لیاقت نداری
بک هیون: لطفاا
تهیونگ: کجاست
بک هیون: میگم بیاد، جــــــک
جک: بله..
بک هیون: برو بگو بیاد
جک: چشم......
ادامه دارد.....
پارت⓪①
تهیونگ: بدهکارم که شدیم «پوزخند»
لی گیهو: باید یه چیزی گیرم بیاد اون خیلی با ارزشه
تهیونگ: عه حالا که حرف پول شد، همونی که میگفتی بمیره هم مهم نیست، با ارزش شد؟ جالبه، خیلی جالبه
لی گیهو: اره الان با ارزشه
تهیونگ: دو سه روز دیگه میبرمش
لی گیهو: پول من یادت نره
«ویو تهیونگ،4روزبعد»
بعد از چند وقت پامو گذاشتم داخل بار بک هیون
بک هیون: اووو پسرعمو، خوش اومدی، بالاخره یه سر به ما زدی
تهیونگ: چیکارم داشتی «سرد»
بک هیون: هییی انقد سرد نباش رفیق
تهیونگ: کارتو بگو
بک هیون: خیله خوب، باشهه، یه عروسک زیبا دارم، میخوای ببینیش؟!
تهیونگ: هه شوخیت گرفته
بک هیون: دختره پا نمیده،گفتم بیای برام جورش کنی
تهیونگ: لیاقت نداری
بک هیون: لطفاا
تهیونگ: کجاست
بک هیون: میگم بیاد، جــــــک
جک: بله..
بک هیون: برو بگو بیاد
جک: چشم......
ادامه دارد.....
- ۱۰۸
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط