{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

mafialover ...

#mafia.lover. part 1

ساعت ۱۲ شب بود و هیونجین در عمارت خود سپری می کرد و به گوشیش نگاه نی کدرد یکی از دوستاش چانگبین پیام داد.
چانگبین: ۱۲:۳۰ توی با.ر کنار رستوران باش
هیونجین فقط نگاه کرد و جواب نداد...بلند شد و رفت توی اتاقش و دری را باز کرد که کلا داخلش لباس بود...لباس سفید مردونه و شلواری مشکی پوشید...ساعت لوکس و گران قیمتش رو انداخت و عطری خوش بو ش رو زد.....سویچ ماشنش رو از بادیگارد ها گرفت و رفت پارکینگ و سوار شد و به حرکت در امد...که چانگبین زنگ زد
هیونجین: چیه؟
چانگبین: میای با.ر؟
هیونجین: اره
چانگبین: پس چرا جواب ندادی
هیونجین: وقتی جواب ندادم یعنی میام
چانگبین: خوب یعنی نمی تون---
هیونجین تلفن رو قطع کرد و رسید بار پبدا شد و بادیگارد های انجا در رو براش باز کردن چانگبین رو روی صندلی دید کنار یه پسر اخم ریزی کرد و رفت سمتشون
چانگبین: می تونستی بزاری حرفم تموم شه
هیونجین: ابن بچه کیه؟
چانگبین: اوه این...دوست پسرمه..جونگین
هیونجین: اها..باشه
جونگین: سلام آقای هوانگ چانگببن در بارطون خیلی چیزا گف---
هبونجین: باشه
چانگبین: نوشیدنی چی می خواید
هیونجین: الک.ل بگو بیاره
چانگبین قبول کرد و دستش رو بالا برد که بیاد
هیونجین: نیازی به اون کار نیست
هیونجین دکمه ی روی میز رو فشار داد که فیلیکس امد
هیونجین: ۳ تا الکل
فیلیکس: چشم
هیونجین به لب های فیلیکس زل زد
فیلیکس: الان میار----
هیونجین مچ دست فیلیکس رو گرفت
هیونجین: نه...اسمت چیه؟
فیلیکس: نیازی هست بگم؟
چانگبین اون پشت داشت خودش رو پاره می کرد که به فهمونه هیونجین کیه
هیونجین: الان رو حرف من حرف زدی؟
فیلیکس به صورت هیونجین دقت کرد و متوجه شد کسی که پدرش به اون بدهکاره
هیونجین: باید دوباره تکرار کنم؟
فیلیکس: ن..نه من معذرت می خوام.....ایمم فیلیکسه
هیونجین: کسی که پدرش به من بدهکار پول چی شد؟
فیلیکس سروش رو پایین انداخت
هیونجین: می دونی که باید حساب کنید وگرنه پدرت دیگه روشنایی روز رو نمی بینه
فیلیکس عصبی شد و داد زد
فیلیکس: در باره ی پدر من درس---
فیلیکس با دیدن اخم هیونجین حرفش رو قورت دادو فقط ساکت موند
هیونجین: پول رو جور می کنید..الک.ل رو بیار
فیلیکس رفت و الکل رو آورد..هیونجین به بدنش خیره شد ولی بعد چشمش رو به الک.ل ها داد و فیلیکس رفت هیونجین شروع کرد به نوشیدن
چانگبین: پسر خوشگل بود
هیونجین: اره...شاید به جای پول....
چانگبین: نه هیونجین..پول با ارزش تره
هیونجین: ولی می خوام زجر بکشن
چانگبین: پدرش اصلا دوسش نداره...هر روز کتکش می زنه
هیونجین: باشه
جونگین از رفتار های سرد و بی تفاوتی هیونجین تعجب کرد
هیونجین: امشب..میرم پیش پدرش...شایدم الان
ناگهان پاشد و کتش رو برداشت
چانگبین: منم میام
هیونجین: نه...پیش این کوچولو بمون
جونگین: من کوچولو نیس---
چانگبین به پهلوی جونگین زد و اروم گفت
چانگبین: ساکت باش
هیونجین: من با لینو میرم بهش پیام دادم قبول کرد بلاخره پول اونم پدر عوضیش خورده
هیونجین رفت تو ماشین و به خونه ی فیلیکس رانندگی کرد و وقتی رسید لینو رو دید
لینو: سلام
هیونجین: سلام...جیسونگ چطوره؟ چیزی نگفت که؟
لینو: نه چیزی نگفت فقط ناراجت شد که شب تنهاش می زارم
هیونجین: به جاش با پول بر می گردبم
لینو خندید
بادیگارد ها در رو شکوندین و رفت تو خونه و پدر فیلیکس رو در حال الک.ل خوردن روی کاناپه دیدن
لینو: هی عوضی
(اسم پدر فیلیکس لی هیسونگ ولی من لی مینویسم)
لی: آقای لی و آفای هوانگ....من هنورز نتونستم کامل جورش کنم
هیونجین: برام مهم نیست باید یه جوری باهامون حساب کنی
لینو: بجمب...همون قدر که داری رو بیار
لی سر تکون داد و اورد
هیونجین نیشخند عصبی زد
هیونجین: فقط ۱۰ میلیار دلار تو این ۶ سال؟
لینو: این فقط برای یه نفرمونه
لی: م..من معذرت می خوام گفتم که نتونستیم...
هیونجین اسلحه رو بیرون آورد
هیونجین: فکر میکنی من با تو شوخی دارم عوضی؟ ها؟ (داد)
لینو: هیونجین آروم بگیر
ناگهان فیلیکس با گریه امد تو
فیلیکس: خ..خواهش میکنم پ...ن..نکش
هیونجین: فقط به خواطر پسرت...۱ هفته وقت می دم باید جورش کنی به منم ربطی نداره
هیونجین لگد زد به یه شیشه الک.ل و شکوند و زیر لب گفت(( عوضی،اشغال)) و رفت فیلیکس رفت سمت و کمکش کرد پاشه ولی پدرش.....(ادامه دارد)



چطور شد فرشته هام؟ ببخشید دیر شد کلاس زبان بودم


شرایط:۲۵ تا لایک و ۳۵ تا کامنت



#huynlix
دیدگاه ها (۶۱)

#mafia.lover. part 2ولی پدرش فیلیکس و محکم...

#mafia.lover. part 3هیونجین نزدیک فیلیکس شد و دس...

I_lost_youPart: 9لینو و چان وارد خونه شدنلینو ناخوداگاه یاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط