نقاب عشقـ پارت ۴
نقاب عشقـ پارت ۴
صدای یه لشڪر زامبی از توی جنگل میامد که اون صدای هر لحضه نزدیک ت میشد
ریک : ما گلوله و خشاب کامل برای دفاع از خودمون نداریم شاید بتونیم فقط ۱۰ تا از اونا رو بزنیم
گلن: پس چیکار کنیم؟
ریک: همه تون بیایید اینجا
ریک : ما گلوله و خشاب کامل نداریم پس باید هر چه زود تر از اینجا بریم وسایل هایی که بهشون نیاز داریم رو جمع کنید
لیا: هممون داشتیم وسایلو دیگه میکردیم ولی دیگه خیلی دیر شده بود زامبیا مارو پیدا کردن
ریک و بقیه داشتن زامبیا رو میکشتن ولی اونا هرلحضه بیشتر میشدن و کم کم داشتیم ناامید میشدیم
سانا: یهو صدای جیمی رو شنیدیم که داشت داد میزد کمکک
وقتی رسیدیم اونو گاز گرفته بودنـ
جیمی : تورو خدا منو نکشید من نمیخوام بمیرم لطفااااا 😭😭😭
لیا : ولی جیمی تو تبدیل میشی اگه اینکارو نکنم تبدیل به یه مترحک میشی نگران نباش هیچ دردی حس نمیکنی زود تموم میشه
جیمی : بببباشه
لیا: اونو زد
همه خیلی بخاطر جیمی ناراحت بودن ولی نمیتونستن کاری بکنن
لری: ریک اینجا اصلا امن نیست باید یه جایه دیگه پیدا کنیم
ریک : میدونم میدونم ولییی خودتم میدونی به این راحتیا نیست
لری : میدونم ولی لطفا یه کاری بکن حداقل بخاطر پسرمون
ریک: باشه
دریل : هی چینی
جویی: میشه انقد به من نگی چینی ای بابا من کره ایم کره ای تلفظش خیلی سخته؟
دریل: اخهه چینی اسون تره خیلی خوب کره اییه خوشکل بیا کمکم
جویی : باشه پیر مرد
دریل: ههه به من گفتی پیر مرد؟ درسته پیرم ولی اون قدر ها هم نه 😂
جویی: اوکی منظوری ندارشتم ببخشید
دریل: اشکالی نداره
سارا: غذامون داره کم کم تموم میشه باید برید غذا بیارید دوباره هیچی نمونده
ریک : باشه بعدا میریم میاریم
اوففف میدونم مسخره ست سارییییییی خوب اولین بارمه بای
صدای یه لشڪر زامبی از توی جنگل میامد که اون صدای هر لحضه نزدیک ت میشد
ریک : ما گلوله و خشاب کامل برای دفاع از خودمون نداریم شاید بتونیم فقط ۱۰ تا از اونا رو بزنیم
گلن: پس چیکار کنیم؟
ریک: همه تون بیایید اینجا
ریک : ما گلوله و خشاب کامل نداریم پس باید هر چه زود تر از اینجا بریم وسایل هایی که بهشون نیاز داریم رو جمع کنید
لیا: هممون داشتیم وسایلو دیگه میکردیم ولی دیگه خیلی دیر شده بود زامبیا مارو پیدا کردن
ریک و بقیه داشتن زامبیا رو میکشتن ولی اونا هرلحضه بیشتر میشدن و کم کم داشتیم ناامید میشدیم
سانا: یهو صدای جیمی رو شنیدیم که داشت داد میزد کمکک
وقتی رسیدیم اونو گاز گرفته بودنـ
جیمی : تورو خدا منو نکشید من نمیخوام بمیرم لطفااااا 😭😭😭
لیا : ولی جیمی تو تبدیل میشی اگه اینکارو نکنم تبدیل به یه مترحک میشی نگران نباش هیچ دردی حس نمیکنی زود تموم میشه
جیمی : بببباشه
لیا: اونو زد
همه خیلی بخاطر جیمی ناراحت بودن ولی نمیتونستن کاری بکنن
لری: ریک اینجا اصلا امن نیست باید یه جایه دیگه پیدا کنیم
ریک : میدونم میدونم ولییی خودتم میدونی به این راحتیا نیست
لری : میدونم ولی لطفا یه کاری بکن حداقل بخاطر پسرمون
ریک: باشه
دریل : هی چینی
جویی: میشه انقد به من نگی چینی ای بابا من کره ایم کره ای تلفظش خیلی سخته؟
دریل: اخهه چینی اسون تره خیلی خوب کره اییه خوشکل بیا کمکم
جویی : باشه پیر مرد
دریل: ههه به من گفتی پیر مرد؟ درسته پیرم ولی اون قدر ها هم نه 😂
جویی: اوکی منظوری ندارشتم ببخشید
دریل: اشکالی نداره
سارا: غذامون داره کم کم تموم میشه باید برید غذا بیارید دوباره هیچی نمونده
ریک : باشه بعدا میریم میاریم
اوففف میدونم مسخره ست سارییییییی خوب اولین بارمه بای
۵.۸k
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.