{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی داداش ناتنیت بود...

وقتی داداش ناتنیت بود...
پارت چهارم

ویو ات صبح
از خواب با سردرد بدی بیدار شدم یادم نمیومد دیشب چیشده یه نگاه به دور ورم کردم که
+اینجا اتاق من نیست
- دقیقا
+یا خدا تو کی
-من کسی ام که تورو دیشب اورد خونه
+ولی اینجا که خونه من نیست
- میدونم
+دیوونه شدی
-نه
+اقا خیلی ممنونم ولی باید برم
-باشه برو
+راستی دوستم کجاست
-اونم اینجاشت
+میشه توضیح بدی اینجا چه خبره
- (همچیو توضیح میده)
+ وای واقعا ببخشید و خیلی ممنونم که مارو ول نکردین
- خواهش
+ میشه بگید دوستم کجاست
- توی اون اتاق
رفتم یونا رو بیدار کردم و همه چیزو بهش گفتم و وقتی داشتیم میرفتیم
- صبر کنید من میبرمتون
+ چرا ما میتونیم بریم
- میدونم میتونین برین ولی عمارت من بیرون از شهره و ماشین از اینجا رد نمیشه
+ اها باشه اگه زحمتی نیست خودتون مارو ببرین
- باشه پس بریم سوار ماشین شیم
ویو تهیونگ
رفتیم سوار ماشین شدیم و ادرس خونه رو گفت و رفتیم یه عمارت که به تعارف ات رفتیم داخل و وقتی رفتیم داخل که

ادامه دارد....

💟♀️♒🔮🧬💷
دیدگاه ها (۰)

پشت نگاه سردت — پارت ششمویو آتوارد خونه شدیم. واقعاً قشنگ بو...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

.......//برده ی زیبا//........

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط