کجایی...👌🍀❤

کجایی...👌🍀❤
کجایی ای ترنم زیبای بهاری ، ای بهانه بارش ابرها، ای صدای خسته زمین به گوش فلک ،
ای بلند سرور، سروستان طاها!
چه قدر طولانی است سفرت ،
آن روز که برای اولین بار رفتی نمی دانستم سفری چنین طولانی در پیش داری .
شاید آن روز خودت هم نمی دانستی .
بیا نگاه کن !!...
اطلسی هایم پژمرده شده اند و شب بوها دیگر باز نمی شوند. 🔽
چقدر سخت است انتظار، اصلاً انتظار چه واژه غریب و تنهایی است
انگار که این واژه را فقط برای تو آفریدند🌺
ای امید امیدواران !
ای شمس عالم افروز که با نقاب غیبت به پشت ابرها پنهانی ، بیا، بیا.🌱
که دیگر زمین به سختی نفس می کشد.
صدای ناله ات از دور می آید، کجایی ؟ تو را می بینم
بیا و از خود برایم بگو.
از دردی که در دل داری ، ساعت ها برایت از غم ایام شکوه کردم :
ناله کردم و گریستم . 🍃
ساعت ها در مکان بی نام و نشانت پی ات گشتم .
چه می شود لحظه ای مهمان دل طوفان زده من باشی ؟!

 من از امروز تا فردا و فرداها باز هم هر روز روی جاده های مه گرفته به انتظار خواهم نشست .
می دانم که روزی تو می آیی تا آن روز ای سبزترین خاطره من ،
چشمانم را به احترامت نخواهم بست . اینجا برایم مجالی نمانده است.
چشم انتظار تو هستم
تا انتها می نویسم، باز هم نامه ای می نویسم...💌📝🖊

#اللهم عجل لولیک الفرج⚘⚘
#آرامکده
دیدگاه ها (۱)

ای آخرین امید! دلسوختگان راهت، هر جمعه، بر سجاده‌ی نیاز، نما...

#حکایت_قدیمی مردی هر شب به درگاه خدا دعا می‌کرد و می‌گفت:«خ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

p2(بعد از اینکه همه دور میز نشستن و جیهوپ با هیجان داشت غذا ...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط