همیشه باهاتم
همیشه باهاتم
Part 3
فلیکس اومد توی اتاق ا/ت خم شد آروم توی گوشش گفت هی
ا/ت ویو:
داشتم فکر میکردم همون پسره توی گوشم زمزمه کرد ترسیدم و بلند جیغ زدم
فلیکس:
چیهههه
نمیدونستم اینقدر ترسویی
ا/ت:
چی از جونم میخوای؟؟؟؟
فلیکس:
باید بفهمم تو کی هستی باید بهم بگی
ا/ت:
اونوقت چرا؟
فلیکس:
خیر سرم مافیا ام هااا
ا/ت:
باشه بابا بیا بشین
خب.......
اسمم ا/ت هست
25 سالمه همین
فلیکس:
پدر مادرت چی؟
ا/ت:
از ده سالگی ولم کردن رفتن آمریکا
*صدای زنگ گوشی ا/ت*
ا/ت:
دوستم تصویری زنگ زد برو
فلیکس:
خیلی خب مگه خدا زنگ زده که اینقدر هول میشی
نادیا:
سلام ا/ت
ا. ت:
سلا نادیا خوبی؟
نادیا:
آره کجایی دو روزه که خونه نیستی تا درو باز میکنم میام داخل فقط دنبال تو میگردم
ا/ت:
اینا مهم نیست بیا درمورد یک چیز دیگه حرف بزنیم
2 ساعت بعد:
ا/ت:
خوب نادیا بای
*خدمتکار وارد اتاق میشه*
خدمتکار:
خانم ا/ت شما هنوز نوشیدنی تون رو ننوشیدید
ا/ت:
باشه
*خدمتکار رفت بیرون*
فلیکس اومد داخل
ا/ت:
راستی تو به من نگفتی اسمت چیه
فلیکس :
فلیکس ام
28 ساله از استرالیا
ا/ت نوشیدنی و حین حرف زدن خورد و درجا بیهوش شد
:همون لحضه توی خیابون:
خدمتکار در حال حرف زدن با یه نفر:
خانم جنی ماموریت انجام شد
جنی:
نوشیدنی رو برای کی بردی؟
خدمتکار :
برای گروگان جدیدشون
جنی:
چییییی من گفتم برای فلیکس ببر احمق
خدمتکار:
واییییی ببخشید الان برمیگردم
(خدمتکاره اسمش مارینا)
مارینا ویو:
چه گندی زدم الان چکار کنم رفتم بالا از لابه لای در نگاه کردم دیدم فلیکس ا/ت رو براید استایل بغل کرده و گذاشت روی تخت و آمد سمت در من قایم شدم و فلیکس رفت
پایان پارت
Part 3
فلیکس اومد توی اتاق ا/ت خم شد آروم توی گوشش گفت هی
ا/ت ویو:
داشتم فکر میکردم همون پسره توی گوشم زمزمه کرد ترسیدم و بلند جیغ زدم
فلیکس:
چیهههه
نمیدونستم اینقدر ترسویی
ا/ت:
چی از جونم میخوای؟؟؟؟
فلیکس:
باید بفهمم تو کی هستی باید بهم بگی
ا/ت:
اونوقت چرا؟
فلیکس:
خیر سرم مافیا ام هااا
ا/ت:
باشه بابا بیا بشین
خب.......
اسمم ا/ت هست
25 سالمه همین
فلیکس:
پدر مادرت چی؟
ا/ت:
از ده سالگی ولم کردن رفتن آمریکا
*صدای زنگ گوشی ا/ت*
ا/ت:
دوستم تصویری زنگ زد برو
فلیکس:
خیلی خب مگه خدا زنگ زده که اینقدر هول میشی
نادیا:
سلام ا/ت
ا. ت:
سلا نادیا خوبی؟
نادیا:
آره کجایی دو روزه که خونه نیستی تا درو باز میکنم میام داخل فقط دنبال تو میگردم
ا/ت:
اینا مهم نیست بیا درمورد یک چیز دیگه حرف بزنیم
2 ساعت بعد:
ا/ت:
خوب نادیا بای
*خدمتکار وارد اتاق میشه*
خدمتکار:
خانم ا/ت شما هنوز نوشیدنی تون رو ننوشیدید
ا/ت:
باشه
*خدمتکار رفت بیرون*
فلیکس اومد داخل
ا/ت:
راستی تو به من نگفتی اسمت چیه
فلیکس :
فلیکس ام
28 ساله از استرالیا
ا/ت نوشیدنی و حین حرف زدن خورد و درجا بیهوش شد
:همون لحضه توی خیابون:
خدمتکار در حال حرف زدن با یه نفر:
خانم جنی ماموریت انجام شد
جنی:
نوشیدنی رو برای کی بردی؟
خدمتکار :
برای گروگان جدیدشون
جنی:
چییییی من گفتم برای فلیکس ببر احمق
خدمتکار:
واییییی ببخشید الان برمیگردم
(خدمتکاره اسمش مارینا)
مارینا ویو:
چه گندی زدم الان چکار کنم رفتم بالا از لابه لای در نگاه کردم دیدم فلیکس ا/ت رو براید استایل بغل کرده و گذاشت روی تخت و آمد سمت در من قایم شدم و فلیکس رفت
پایان پارت
- ۱۹.۷k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط